چهار ركعت خواند و بعد رو كرد به مردم كه اگر بخواهيد يك ركعت زيادتر بخوانم مىخوانم !
6 - اين كه عثمان قانون اسلام را در مورد وليد اجرا نكرده يعنى او را حد نزده و اجراى حكم را بتأخير انداخته بود .
7 - مهاجران و انصار را به كارهاى دولتى و هيچ كارى نميگماشت و با آنان مشورت نميكرد و بجاى اين كه از آراء آنان استفاده كند به رأى خود عمل ميكرد ( استبداد ) .
8 - مراتع اطراف مدينه را قرق كرده بود .
9 - قطعاتى از املاك دولتى و خواربار و مستمريهائى از خزانهء عمومى به عده اى از اهالى مدينه ميداد كه نه افتخار مصاحبت و شاگردى پيامبر ( ص ) را داشتند و نه در جهاد خارجى و يا در دفاع شركت مينمودند .
10 - اين كه بجاى خيزران ، تازيانه را كه درد آورتر ( و شايد موهن ) بود به كار مىبست و او اولين كسى بود كه با تازيانه بر پشت مردم زد . در حالى كه خليفهء سابق با « درّه » و « خيزران » مىزد .
سپس همداستان شدند كه نامه را بدست عثمان برسانند . از كسانى كه در نوشتن نامه حضور داشتند عمار ياسر بود و مقداد بن اسود ، و جملگى ده نفر ميشدند . وقتى بيرون آمدند تا نامه را بدست عثمان برسانند - و نامه در دست عمار ياسر بود - يكايك عقب كشيدند تا عمار تنها ماند و رفت تا رسيد به خانهء عثمان . اجازهء ورود خواست و اجازه يافت ، و روزى بارانى بود .
وقتى وارد شد مروان بن حكم و خويشان اموى عثمان نشسته بودند . نامه را به عثمان داده ، و او آن را خواند . پرسيد : تو اين نامه را نوشته اى ؟ گفت :
بله . . پرسيد : چه كسانى با تو بودند ؟ گفت : عده اى بودند كه از ترس تو يكايك پراكندند . پرسيد كه بودند ؟ گفت : اسمهايشان را به تو خواهم گفت
الغدير ( فارسي ) — صفحة 46
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٤٦