صرف كند . به همين سبب وقتى ديد استاندار ميخواهد اموال عمومى را صرف خود و خويشاوندان و دار و دسته اش كند و بمصارفى برساند كه قرآن و سنت ناروا ميشمارد كليدهاى خزانه را پرت كرد . ميدانست كه اولين حيف و ميل استاندار اموى آخرين دستبردش به خزانهء عمومى نخواهد بود و آن مقدمه يك سلسله خرجها و بذل و بخششهائى است كه قرآن شناس و سنت شناسى چون وى بيش از ديگران از ناروائيش آگاه و بيمناك است . دست از آن كار دولتى كشيد تا به گناه سياست ضد اسلامى حكومت وقت نيالايد . دست كشيد و مبارزهء تبليغاتى بيدارگرش را شدّت داد و به همه رساند كه چرا و بچه دلائلى از آن مقام حكومتى كنار گرفته است . اين رويّه ، وليد بن عقبه استاندار شهوت پرست خود خواه را خوش نيامد تا گزارشى عليه او به حاكم داد و نتيجه آن گشت كه چنان رفتارى با ابن مسعود شد . سابقهء خدمتگزارى ابن مسعود و تقدم وى در ايمان به اسلام ، فضائلش ، افتخاراتش ، علم و پارسائى و پاكدامنيش ، و بالاخره دلائلى كه براى كناره گيرى از مقام حكومتى و نهى از منكرش داشت همه سبب ميشد كه از او سپاس و تجليل به عمل آيد ، امّا حاكم همهء اينها را نديده گرفت و بجاى تقدير به اهانت و آزارش برخاست . در نتيجه موج اعتراض ياران پيامبر ( ص ) بر حاكم زد ، و مولا امير المؤمنين ( ع ) به تقبيح او زبان گشود ، و عايشه ام المؤمنين بفرياد آمد ، و كار را به جائى كشاند كه براى حاكم وقت و دار و دسته اش - كه حاكم را به اين لغزشگاهها سوق ميدادند - سخت ناگوار بود .
اگر حاكم وقت در انتقامگيرى از انتقاد كنندگان كمتر خشونت بخرج ميداد و نصيحت و راهنمائى دلسوزانهء ياران خير خواه پيامبر ( ص ) را به گوش ميگرفت ، يا هر گاه مردان كار آزموده را از مقامات حكومتى بر كنار نكرده
الغدير ( فارسي ) — صفحة 37
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٧