ميگوئى حق خويشاوندى تو را نگاه نداشته و حقت را زير پا گذاشتهام . عثمان بر اثر توصيهء على ( ع ) رفته آن نطق را ايراد كرد كه ترك خلافكاريهايش را اعلام داشت و در برابر مردم توبه كرد . به اين ترتيب كه برخاسته پس از حمد و ثناى پروردگار گفت : . . . مردم ! به خدا از همه كارهاى خلافى كه مورد انتقاد قرار داديد آگاه بودم و تمام كارهائى را كه كردهام از روى علم و اطلاع كردهام .
ولى چه مىشود كرد كه نفس من به من دروغ گفت و مرا به خيالات باطل كشاند و درك مرا از من بربود . من از پيامبر خدا ( ص ) شنيدهام كه هر كس بلغزد بايست ( به راه دين ) باز آيد و هر كس بخطا رود بايست توبه نمايد و در ادامهء گمراهى لجاجت نورزد ، زيرا هر كس در ادامهء انحراف از اسلام لجاجت بورزد از راه راست دين دور تر خواهد رفت . بنابر اين من اولين كسى هستم كه پند پيامبر ( ص ) را به گوش ميگيرد . از خدا بخاطر آنچه كردهام آمرزش ميخواهم و توبه مينمايم و به او باز ميگردم . كسى چون من دست از كارهاى خلافش برداشت و توبه نمود . وقتى از منبر فرود آمدم افراد برجستهء شما پيش من بيايند تا با نظريات صائبشان مرا راهنمائى كرده به راه درست در بياورند .
به خدا اگر برده اى مرا به راه راست براند برده وار به آن راه خواهم رفت و چون بنده اى ذلَّت و راهوارى نشان خواهم داد و مثل به بردگى گرفته شده خواهم بود كه اگر تحت مالكيت در آورندش شكيبائى ميورزد و اگر آزادش نمايند سپاسگزارى مينمايد . و جز اين كه به راه خدا برويم راهى نداريم . اشخاص برگزيده و نيكان شما از اين كه به من نزديك شوند از شما نگران نبايد باشند .
در هر حال خود را از من جدا و دور مگيريد .
مردم آن روز دلشان به حال عثمان سوخت و بعضى بر او گريستند . سعيد بن يزيد برخاسته گفت : اى امير المؤمنين ! كسانى كه همراه تو نيستند در پى مصلحت تو
الغدير ( فارسي ) — صفحة 317
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣١٧