تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
جماعتى در مدينه عليه وى همداستان گشتند و دو دسته بودند : قاتلان و كسانى كه پا از دفاع بدامن پيچيدند او از آنها استمداد كرد ولى گوش خويش به كرى زدند و اين نشانهء نيت و نظر درونى آنها بود من پشيمانم ، پشيمان از اين كه تابع هوس گشتم و همين كافى است كه مرا به افسوس و به شيون وا دارد ( 1 ) امينى گويد : از جملهء مطالبى كه آورده شد اين نتيجه بدست ميآيد كه معاويه در برابر عثمان و قتل او موضعى گرفته شبيه موضعى كه اصحاب پيامبر ( ص ) داشته‌اند با يك تفاوت ، و آن اين كه اگر آنان به دو دستهء مهاجم و خوددارى كننده از دفاع تقسيم ميشده‌اند او موضع خوددارى كردن از دفاع و كمك را گرفته ولى بانگيزه و بمقصودى كه آنان داشته‌اند يا بنابر تكليف شرعى از دفاعش خوددارى كرده‌اند ؟ بلكه به اين غرض كه با كشته شدن عثمان جامعه بىزمامدار بماند و ميدان براى رقابت و كشمكش بر سر تصدى مقام خلافت گشوده شود و خون عثمان را كه با وى خويشاوندى داشته وسيلهء از ميان بردن رقبا و مردان شايستهء خلافت و حكومت قرار دهد . ضمنا از اسناد تاريخى ياد شده چنين بر ميآيد كه خوددارى معاويه از دفاع عثمان اثرى مهم در قتل وى داشته است ، و وضع معاويه كه با وجود امكانات بسيار و فرماندهى بر سپاهى گران از انجام فرمان خليفه سر پيچيده و چندان تأخير روا داشته كه كار از كار گذشته است به وضع قاتلان عثمان نزديك است . به همين لحاظ است كه امام ( ع ) به او ميگويد : « به خدا پسر عمويت ( عثمان ) را كسى جز تو نكشته است » و « بجان خودم
هامش
( 1 ) صفين 88 .