روزى ديگر صعصعه سخن گفت و بسيار گفت تا عثمان رو به مردم كرد كه آى مردم ! اين پرگوى بيهوده گوى لا فزن نميداند خدا كيست يا خدا كجاست .
صعصعه گفت : اين كه گفتى من نميدانم خدا كيست ، بدان كه خدا پروردگار ما و پروردگار اجداد ديرين ما است . در جواب اين كه گفتى نميدانم خدا كجاست ، بايد بگويم خدا در كمين ( ستمگران و گناهكاران ) است ( 1 ) . و سپس اين آيه را خواند : به كسانى كه ستم ديدهاند چون ستمديدهاند اجازهء ( پيكار ) داده شد ، و خدا قادر به يارى و پيروزى ايشان است . عثمان گفت : اين آيه فقط دربارهء ما و دوستانمان نازل شده كه از مكه بنا حق بيرون رانده شديم » ( 2 ) .
زمخشرى اين مطلب را در « فائق » ( 3 ) و ابن منظور در « لسان العرب » ( 4 ) و ابن اثير در « النهاية » ( 5 ) و زبيدى در « تاج العروس » ( 6 ) آوردهاند .
امينى گويد :
صعصعه كه شرح حالش را در همين جلد آورديم و به فضائل و قهرمانى و پاكى و سلامت نفسش در امور دين و دنيا پىبرديم معتقد است عثمان از راه حق و راه اسلام بگشته و بر اثر انحرافش ملت اسلامى راه انحراف گرفته است و اگر وى به راه راست آيد ملت بدان باز خواهد گشت .
و با تلاوت آيهء قرآن و استناد به آن مىرساند كه جنگ بر ضد عثمان روا و جايز است ، و او و امثالش مورد ستم عثمان قرار گرفتهاند و خدا قادر است
هامش
( 1 ) هر دو جوابش پاره اى از آيهء قرآن است .
( 2 ) تاريخ ابن عساكر 6 / 424 .
( 3 ) . 1 / 35 .
( 4 ) . 3 / 32 .
( 5 ) . 1 / 72 .
( 6 ) . 2 / 6 .