عثمان با اينكه قانون اسلام را ميشناخت آن را ترك كرد ، و با سپردن مقامات دولتى به بدترين افراد ميخواهد مردم پاك و صالح را بفريبد و از راه بدر سازد .
وليد اطلاع پيدا كرد و به عثمان گزارش داد . عثمان در جوابش نوشت :
عمرو بن زراره بيابانگرد سبكسر است . او را به شام تبعيد كن ، تا پيش مالك اشتر و اسود بن قيس بن يزيد برود . قيس بن يزيد عموى اسود بن قيس بود و اسود از او بزرگتر بود . قيس بن قهدان در آنوقت اين شعر را سرود :
به خداى يگانه ، پروردگار كعبه سوگند ، سوگندى مؤكد
كه در نهان و آشكار جوياى پاداش او هستم
بدينكار كه ميكوشم تا وليد و رفيقش عثمان پسر عفان
را كه تكيه گاه گمراهگراى است از حكومت بر كنار سازم
ابن اثير ميگويد : سرايندهء اين شعر نيز از كسانى است كه عثمان از كوفه به دمشق تبعيد كرد » ( 1 ) .
امينى گويد :
نظريهء اين صحابى كاملا روشن است ، و با نظر ساير اصحاب متوافق و همسان است .
نظريهء صعصعة بن صوحان رئيس قبيلهء عبد القيس
ابن عساكر مينويسد : « عثمان بالاى منبر بود . صعصعه برخاسته به او گفت : اى امير المؤمنين ! از راه اسلام بگشتى بر اثر آن ملت تو از راه اسلام منحرف گشت . به راه راست آى تا ملتت به راه راست ( اسلام ) در آيد .
هامش
( 1 ) رجوع كنيد به : انساب الاشراف 5 / 30 - اسد الغابه 4 / 104 - اصابه 1 / 548 و 2 / 536 .