انتقادات و حملاتى را كه به عثمان بود براى مردم ميخواند . كسانى كه در مسجد جمع شده بودند فرياد بر آورده بصداى بلند مىگريستند و دعا و نفرين مينمودند .
وقتى مصريان بعنوان مبارزه و مخالفت با عثمان رهسپار مدينه گشتند محمد بن ابى حذيفه آنان را تا « عجرود » مشايعت نموده برگشت . » ( 1 )
امينى گويد :
اين صحابى عظيم الشأن با جد و جهدى تمام در زدودن انحرافات و بدعتهائى كه از حاكم سر زده بود ميكوشيده است ، و به تهمتهائى كه دار و دستهء عثمان به او ميزده و ميگفتهاند كه نامه از زبان همسران پيامبر ( ص ) جعل مىكند وقعى نمىنهاده است ، و چندان به مجاهدت ادامه داده تا روزگار بدعت و خلافكارى و ستم بسر آمده است . نسبت جعل و تزويرى هم كه به او دادهاند كار هر بيچارهء درمانده است كه به تهمت متوسل مىشود . شايد هم اين نسبت و روايات تاريخى اين زمينه در ادوار بعد بوجود آمده است چنان كه در مورد همهء آنان كه عليه عثمان قيام كردهاند چنين نسبتها داده و چنين رواياتى جعل كردهاند تا حقائق تاريخى را بپوشانند و دگرگونه نمايند .
مگر از همسران پيامبر ( ص ) و مثلا از عائشه بعيد بوده كه نامه هائى در تحريك مردم به قيام عليه عثمان بنويسند و خلافكاريهايش را براى خلق بشرح آورند ؟ از عائشه كه ميگفته : نعثل را بكشيد . خدا او را بكشد . چون او كافر شده است ! و به خدا خيلى مايلم كه تو ( اى مروان ) و اين رفيقت كه خيلى به سرنوشتش علاقه مندى ( يعنى عثمان ) بپاى هر كدامتان سنگى گران ميبود و به دريا مىافتاديد ! و مرگ و نابودى بر نعثل ! و خدا او را بكشد ، زيرا آنچه بر سرش آمد نتيجهء كارهاى خودش بود و خدا به بندگانش ظلم نميكند . و اى
هامش
( 1 ) اصابه 3 / 373 .