خواند گفت : خدايا ! من توبه ميكنم . و به ابو موسى اشعرى و حذيفه نوشت :
شما مايهء خشنودى مردم كوفه و مورد اعتماد من هستيد . بنابراين امور دولتى كوفه بعهدهء شما واگذار مىشود تا به انجام آن همت گماريد طبق قانون اسلام .
خدا ما را و شما را بيامرزد . ابو موسى و حذيفه عهده دار امور شدند ، و ابو موسى مردم را آرام ساخت . عتبة بن و غل اين بيت را سرود :
عثمان ! از ره نيكى و نيكو كارى
چند روزى « اشعرى » را استاندار ما ساز .
عثمان در جوابش گفت : بسيار خوب . نه چند روز بلكه ماهها ! » ( 1 )
امينى گويد :
نظريهء مالك اشتر دربارهء عثمان كاملا صريح و آشكار است و به تفسير و تحليل احتياج ندارد . اظهار ميدارد حاضر است از عثمان اطاعت كند مشروط به اين كه دست از خلافكاريهايش برداشته توبه نمايد . ولى وقتى مىبيند از انجام آن شرايط سر باز مىزند و بر ادامهء كارهاى خلاف اسلامش لجاجت ميورزد بر مخالفتش مىافزايد و مردم را عليه او بسيج مىكند و چندان مجاهدت مينمايد تا به مقصود نائل ميگردد .
در آينده ، به ماهيت و چگونگى توبههاى مكرر عثمان پىخواهيم برد .
سخن عبد اللَّه بن عكيم
ابن سعد و بلاذرى ميگويند : عبد اللَّه بن عكيم جهنى - كه از اصحاب پيامبر اكرم ( ص ) است - گفته كه « پس از عثمان هرگز در ريختن خون هيچ خليفه اى شركت نخواهم كرد . از او مىپرسند : مگر در ريختن خون عثمان
هامش
( 1 ) انساب الاشراف 5 / 46 .