معتقد است كه نه او و نه اصحاب پيامبر ( ص ) در رويّه و موضعگيرى خويش نسبت به عثمان خطا نكردهاند . زيرا هيچيك از آن ابراز ندامت ننمودهاند ، بلكه پس از مطالعه و بررسى جهات شرعى قضيه چنين رويه اى اتخاذ كرده و تا آخرين لحظهء زندگى بر بصيرت و استنباط و درك فقهى خويش پا بر جا ماندهاند .
سخن سعد بن ابى وقاص عضو شوراى شش نفره ، و يكى از ده نفرى كه - ميگويند - مژدهء بهشت يافتهاند
1 - ابن قتيبه مينويسد : « عمرو عاص نامه اى به سعد بن ابى وقاص نوشته از او دربارهء قتل عثمان و قاتلان و مسؤولان قتلش پرسيد . سعد در جوابش نوشت :
تو دربارهء قتل عثمان پرسيده اى . به اطلاعت ميرسانم كه او با شمشيرى كشته شد كه عائشه برآورد و طلحه تيزش كرد و على بن ابيطالب به زهر آلودش ، و زبير خاموش مانده با دست اشاره ( به قتل او ) كرد ، و ما دست روى دست گذاشتيم ولى اگر ميخواستيم مىتوانستيم از جان او دفاع كنيم . اما عثمان ( رويهء اسلامى حكومت را ) تغيير داد و خود دگرگونه گشت و هم كار درست كرد و هم كار نادرست . اگر كارمان خوب و درست بوده كه كار درستى كردهايم ، و در صورتى كه نادرست بوده از خدا آمرزش ميخواهيم . . . ( 1 ) » ( 2 ) .
2 - ابو حبيبه ميگويد : « روز قتل عثمان ، ديدم سعد بن ابى وقاص وارد خانهء عثمان شد و بعد بيرون آمد ، ولى با مشاهده وضع دم در خانه يكَّه خورد و واپس رفت . مروان به او گفت : پشيمان شدى ؟ ديدم سعد بن ابى وقاص ميگويد : از خدا آمرزش ميطلبم . من فكر نميكردم مردم تا اين اندازه جرأت
هامش
( 1 ) پيشتر آمد .
( 2 ) الامامة و السياسة 1 / 43 .