كدام دوروبريها ! به خدا من كسى را بعنوان دوروبرى اختيار نميكنم . گفت :
مروان را اختيار كرده اى ، و معاويه را اختيار كرده اى ، و عبد اللَّه بن عامر را اختيار كرده اى ، و عبد اللَّه بن سعد را اختيار كرده اى ، و در ميان اينها كسى هست كه قرآن مذمتش كرده و پيامبر ( ص ) خونش را هدر ساخته است ( 1 ) عثمان راه خويش گرفت . از آن روز تا به حال زبان مردم عليه عثمان دراز شده است » ( 2 ) .
از اين دو مطلب طبرى ، مطلب اول را بلاذرى با همان لفظ روايت كرده و دنبالهء مطلب را چنين آورده است : « بعد ، در حالى كه عثمان بالاى منبر بود آمده او را به زير آورد . و اولين كسى بود كه به خود جرأت پرخاش به عثمان را داده و به او تند گفت ، و روزى بند آورده به او گفت : به خدا يا اين دوروبريهايت را طرد كن يا اين بند را بر گردنت خواهم افكند .
بازار را به انحصار حارث بن حكم درآورده اى و چنين و چنان كرده اى .
عثمان ، حارث بن حكم را بر بازار ( مدينه ) گماشته بود و او اجناسى را كه از خارج ميآمد ارزان خريده گران ميفروخت ، و از محل كسانى كه در بازار داد و ستد ميكردند عوارض ميگرفت و خيلى بدرفتارى ميكرد . به همين جهت به عثمان گفتند بازار را از چنگ حارث بن حكم بيرون بياورد ، نپذيرفت .
از جبله خواهش كردند دست از عثمان بردارد گفت : به خدا نميشود ، و نمىخواهم فرداى رستاخيز بگويم : ما از رؤسا و بزرگانمان اطاعت كرديم تا ما را از راه دين بدر بردند ( 3 ) » ( 4 ) .
هامش
( 1 ) مقصودش عبد اللَّه بن سعد است . رجوع كنيد به جلد هشتم .
( 2 ) تاريخ طبرى 5 / 114 - تاريخ الكامل ابن اثير 3 / 70 - تاريخ ابن كثير 7 / 176 - شرح ابن ابى الحديد 1 / 165 .
( 3 ) قسمتى از آيهء قرآن حاكى از زبان حال عده اى از دوزخيان .
( 4 ) انساب الاشراف 5 / 47 .