من بودند و با اين عمل راهنما و نمونهء عملى براى مردم گشتند » ( 1 ) .
3 - قيس بن سعد در اثناى جنگ صفين با نعمان بن بشير گفتگوئى مىكند به اين شرح : « نعمان به او ميگويد : آيا كسى كه شما را به كارى دعوت كند كه خود انجام داده دعوتى بانصاف نكرده است ؟ شما اى جماعت انصار ! در اين كه روز تسخير خانهء عثمان او را خوار گذاشتيد و يارى ننموديد خطا كردهايد و نيز در اين كه طرفدارانش را در جنگ جمل كشتيد و مردم شام را در صفين مورد حمله قرار دادهايد . حالا اگر همانطور كه عثمان را خوار گذاشتيد على را رها كرده خوار سازيد اين يك تلافى آن يك را مىكند . اما شما حق را خوار ساختيد و باطل را مدد رسانديد ، و بعد حاضر نشديد مثل مردم باشيد ، و آمده آتش جنگ را بر افروختيد و دعوت به جنگ تن بتن ميكنيد .
به خدا ديديد كه مردان جنگجوى شام بيدرنگ به نبردتان ميشتابند و روى از هماورديتان بر نميتابند . . . قيس بن سعد خنديد و گفت : به خدا هيچ فكر نميكردم اى نعمان كه تا اين حد گستاخ شوى و جرأت اين كار و حرف را به خود بدهى .
اما در جواب اين كه دم از دعوت منصفانه و آدم بر حق و با انصاف زدى بايد بگويم كسى كه با خودش دغلى كند هرگز برادرش را ارشاد خير خواهانه نخواهد كرد ، و تو به خدا همان با خود دغلبازى هستى كه بعنوان راهنمائى ديگران حرف مفت مىزند ! در مورد عثمان ، اگر به مختصر بسنده اى ، بشنو كه عثمان را كسانى كشتند كه تو از آنها برتر نيستى و كسانى بخوارى واگذاشتند كه از تو بهتر و برترند . در مورد سپاه جمل ، ما باستناد اين كه پيمان بيعت را بناحق گسستهاند با آنها جنگيديم . در مورد معاويه ، بدان كه اگر همهء اعراب متفقا
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى 5 / 227 - تاريخ الكامل ابن اثير 3 / 116 - شرح ابن ابى الحديد 2 / 23 - النجوم الزاهره 1 / 99 - جمهرة الرسائل 1 / 524 .