يا ديگرى را تبعيد كرده يا نوجوانان را به مقامات مهم دولتى گماشته است ميدانيد - اگر فكر و درك داشته باشيد - كه باستناد اين كارها ريختن خونش براى شما روا نميشود . بنابراين شما با قتل او مرتكب گناه بزرگى شدهايد . پس اى قيس بن سعد ! چون تو جزء كسانى بودى كه عثمان بن عفان را به اين سرنوشت دچار كردند بايد توبه كنى ، تازه در صورتى كه توبه از قتل مؤمن فايده اى در بر داشته باشد ! در مورد رهبرت ، براى ما يقين حاصل شده كه او مردم را عليه عثمان تحريك نموده و به كشتنش وا داشته تا او را كشتهاند .
و دامن قوم تو ( يعنى انصار و قبيلهء خزرج ) از خون عثمان پاك نمانده است .
بنابراين اى قيس ! اگر ميتوانى به خونخواهى عثمان برخيزى اقدام كن ، تو مطيع حكومت ما بشو و درازاى آن حاكميت بر دو عراق در صورتى كه پيروز گشتم تا آخر عمرم از آن تو باشد و حاكميت حجاز براى هر كس از خانواده ات كه تو بپسندى و نيز هر چيز ديگر كه تو بخواهى بىچون و چرا به تو خواهم داد . نظرت را در مورد آنچه برايت نوشتهام بنويس . و السلام » .
در جواب او مينويسد : « . . . نامه ات رسيد . از مضمونش آگاه شدم .
از قتل عثمان نوشته اى . اين كارى است كه در آن شركت نداشتهام . دربارهء رهبرم نوشته اى كه او مردم را عليه عثمان تحريك كرده و واداشته تا او را بكشند .
اين چيزى است كه من اطلاع ندارم . نوشته اى دامن قبيلهء من از خون عثمان پاك نمانده است . در اين باره بايد بگويم اولين كسانى كه به اين كار قيام كردهاند قبيلهء من بودهاند . . . » به لفظ ديگرى هم روايت شده ، به اين صورت : « بجان خودم براى اقدام به آنچه در مورد عثمان شده قبيلهء من ذيحقتر و موظفتر از همهء مردم بودند . به همين سبب ، اولين كسانى كه به اين كار قيام كردند قبيلهء
الغدير ( فارسي ) — صفحة 241
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٤١