آن را بر يكى از دو درب خانهء عثمان افروخته آتش زد تا فرو غلطيد ، و مردم درب ديگر را گشوده به خانه در آمدند » . ( 1 )
بنا به روايت ديگرى كه بلاذرى آورده است : « زيد به انصار گفت :
شما پيامبر خدا ( ص ) را يارى دادهايد و « انصار » يعنى يارى دهندگان خدا لقب گرفتيد ، بنابراين خليفه ( جانشين ) او را يارى دهيد تا دوبار « انصار » باشيد .
حجاج بن غزيّه گفت : به خدا اين گاو پر صدا نميداند چه ميگويد . به خدا قسم اگر نصف روز هم از عمرش بيش نمانده باشد او را ميكشيم تا با قتلش به خدا تقرب جوئيم » ( 2 ) .
ابن حجر مينويسد : « حجاج بن غزيّه ، حديثى را كه از پيامبر اكرم ( ص ) دربارهء حج شنيده براى مؤلفان حديث و سنت نقل كرده است . ابن المدينى ميگويد : او همان شخصى است كه روز تسخير خانهء عثمان ، مروان بن حكم را آنقدر زده كه بر زمين افتاده است » ( 3 ) .
سخن ابو ايوب انصارى از اصحاب پيش كسوت ، و از مجاهدان بدر
در نطقى چنين ميگويد : « از امير المؤمنين ( على بن ابيطالب ) - كه خدايش گرامى بدارد - كسى سخن ميشنود كه گوشى پند نيوش و دلى حق نگهدار داشته باشد . خدا شما را با وجود او به افتخارى بزرگ نائل آورده كه چنان كه بايسته است پذيراى آن نشدهايد ، اين افتخار كه پسر عموى پيامبر ( ص ) و بهترين و سر آمد مسلمانان و كسى كه پس از پيامبر ( ص ) آقاى مسلمانان است
هامش
( 1 ) انساب الاشراف 5 / 78 .
( 2 ) انساب الاشراف 5 / 90 .
( 3 ) اصابه 1 / 313 .