امرى تصادفى بوده است نه از كرامات عثمان . چنان كه از اسب افتادن عبد اللَّه مخزومى استاندار عثمان در يمن و مرگش بر اثر اين حادثه نميتواند ربطى به اين داشته باشد كه براى كمك به عثمان و نجاتش از دست محاصره كنندگان آمده است . ابو عمر و بعضى ديگر نوشتهاند : « عبد اللَّه مخزومى به كمك عثمان آمد بهنگامى كه در محاصره بود ولى نزديكى مكه از اسبش به زير غلطيد و بر اثر آن مرد » ( 1 ) بلاذرى نيز مينويسد : « عبد اللَّه مخزومى كه استاندار عثمان بود براى كمك به عثمان آمد ، ولى چون به بطن نخله رسيد از اسبش به زير افتاد و پايش شكست ، و ناچار نزد خانواده اش برگشت » ( 2 ) .
نظريهء : سهل بن حنيف انصارى بدرى ، رفاعة بن رافع انصارى بدرى ، و حجاج بن غزيّه انصارى
بلاذرى مينويسد : « ابو مخنف روايت كرده كه زيد بن ثابت انصارى گفت : اى جماعت انصار ! شما خدا و پيامبرش را يارى نموديد ، بنابراين خليفهء پيامبرش را يارى دهيد . عده اى از انصار به او پاسخ دادند . سهل بن حنيف گفت : اى زيد ! عثمان شكم ترا با نخلستانهاى تازه به ثمر نشستهء مدينه پر كرده است ! زيد گفت : اين پير مرد ( يعنى عثمان ) را نكشيد و او را كه چيزى به آخر عمرش نمانده بگذاريد خودش بميرد . حجاج بن غزيهء انصارى گفت :
به خدا قسم اگر نصف روز هم از عمرش بيش نمانده باشد او را ميكشيم تا با قتلش به خدا تقرب جوئيم . رفاعة بن مالك انصارى آتشى همراه هيزم آورده
هامش
( 1 ) استيعاب 1 / 351 - اسد الغابه 3 / 155 - اصابه 2 / 305 .
( 2 ) انساب الاشراف 5 / 87 .