جوان جنگجو گفت : بله ، بله ، به خدا قسم اعتنا و اهتمام داشتهام . من دروغ نميگويم ، زيرا دروغ مايهء خوشبختى نيست مايهء بدبختى است . هاشم المرقال گفت : چون علم و اطلاعى در اين باره ندارى بهتر است از آن درگذرى و به دانشمندان واگذارى . گفت : به خدا فكر ميكنم تو خير خواه من باشى .
هاشم گفت : اين كه گفتى رهبر ما نماز نميخواند . بدان كه او اولين كسى بود كه همراه پيامبر خدا نماز خوانده ، و از همهء خلق دينشناستر است و از همه به پيغمبر ( ص ) نزديكتر . اما دربارهء اينها كه همراه او هستند ، همه شان استاد قرآنند و قرآن خوان ، و شب از نماز و دعا نميآرمند . مبادا افراد سبكسر و بدبخت و بد دل ترا از دين بدر برند . جوان جنگجو گفت : اى خدا پرست ! من فكر ميكنم تو آدم خوب و صالحى هستى و من آدم گناهكار گمراهى .
بگو ببينم راهى براى توبهام هست ؟ گفت : آرى . توبه كن و به خدا باز گرد تا توبه ات را بپذيرد و رو به تو گرداند ، زيرا او توبهء بندگانش را ميپذيرد و از كارهاى بدشان در ميگذرد و توبه كاران را دوست ميدارد و به پاكى گرايان مهر ميورزد ( 1 ) .
امينى گويد :
اين ، هاشم المرقال صحابى مقدس پيامبر اكرم ( ص ) و قهرمان عاليقدر اسلام است ، و اين هم عقيده اش دربارهء عثمان كه آن را در جنگى كه بر اثر قتلش رخ داده اظهار كرده است و ميگويد قاتلينش حق داشتهاند و آنان اصحاب محمد ( ص ) و مردمى ديندار و حافظ و نگهبان قرآن بودهاند كه وقتى بدعتهاى عثمان و انحرافش را از حكم قرآن ديدهاند به قتلش كمر بسته و او را كشتهاند .
هامش
( 1 ) صفين 402 - تاريخ طبرى 6 / 23 - شرح ابن ابى الحديد 2 / 278 - تاريخ الكامل ، ابن اثير 3 / 135 .