تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
1 - حجر 2 - شريك 3 - صيفى 4 - قبيضه 5 - محرز 6 - كدام ( 1 ) امينى گويد : اين ، نظريهء « حجر » صحابى عاليمقام و ياران بزرگوار و پاك و صالح او دربارهء عثمان است . بعقيدهء آنان عثمان اولين كسى است كه در حكومت از رويهء اسلامى منحرف گشته و به چيزى جز قانون اسلام عمل كرده است ، و در شمار تبهكاران است - چنان كه از سخنش به مغيره معلوم مىشود - و چندان بر اين عقيده استوار بوده و پايمردى نشان داده‌اند كه جان بر سر آن نهاده و حاضر نشده‌اند دست از آن بردارند ، و با اين عقيده سر فرازانه به محل اعدام رفته شهيد گشته‌اند .

سخن عبد الرحمن بن حسان :

وقتى حجر بن عدى و پنج تن از دوستانش - سلام اللَّه عليهم - كشته شدند عبد الرحمن بن حسّان عنزى كوفى و كريم بن عفيف ( كه از دوستان حجر بودند ) به مأموران گفتند : ما را نزد معاويه ببريد تا دربارهء آن مرد ( يعنى على ع ) همان عقيده اى را اظهار كنيم كه خود او اظهار ميدارد . از معاويه كسب تكليف كردند ، و او دستور داد آن دو را به دمشق اعزام دارند . آن دو رو به جسد حجر نمودند ، و عبد الرحمن گفت : اى حجر ! دور از ما نباشى ، و نه آرامگاهت از ما بر كنار ماند ، چه برادر مسلمان خوبى بودى ! و كريم نيز سخنى مشابه آن گفت . بعد آنها را بردند نزد معاويه . كريم بن عفيف همين كه وارد شد
هامش
( 1 ) نقل به تلخيص از : اغانى ، ابو الفرج اصفهانى 16 / 2 - 11 - تاريخ طبرى 6 / 141 - 160 - تاريخ ابن عساكر 2 / 370 - 381 - تاريخ الكامل ابن اثير 3 / 202 - 210 - تاريخ ابن كثير 8 / 49 - 55 .