جان دسته اى ديگر است . از من در حق عثمان كارهائى سر زده است كه بهيچوجه نميتوانم آن را جبران و از آن توبه كنم مگر اين كه خونم در راه خونخواهى او ريخته شود » ( 1 ) .
طلحه اگر براستى ميخواست توبه كند راه صحيحش اين بود كه خود را تسليم اولياى مقتول يا امام وقت كند تا از او انتقام گرفته شود ، نه اين كه شورش بزرگى به پا كرده عليه امام بيعت شده قيام مسلحانه كند و باعث شود خون دهها هزار مسلمانى كه دخالتى در قتل عثمان نداشتهاند به خاك بريزد و به يك سلسله كشت و كشتار و اختلافات خونين بيانجامد .
نظريهء زبير بن عوام : عضو شوراى شش نفره ، و يكى از ده نفرى كه - ميگويند - مژده بهشت يافتهاند
1 - طبرى در شرح جنگ جمل مينويسد : « على ( ع ) سوار بر اسب از ميان سپاه پيش آمده زبير را فرا خواند ، و او آمده در برابرش ايستاد .
على ( ع ) از زبير پرسيد : چه باعث شد كه آمدى ؟ گفت : تو باعث شدى ، نه ترا شايستهء حكومت ميدانم و نه ذيحقتر از ما . على ( ع ) گفت : براى حكومت ، بعد از عثمان رضى اللَّه عنه شايسته نيستم ؟ ! ما ترا از اولاد ( و قبيلهء ) عبد المطلب ميشمرديم تا آنوقت كه پسرت ، همان پسر بدت بزرگ شد و ترا از ما جدا كرد . سپس برخى كارهاى ناروائى را كه كرده بود بر شمرده آنگاه بيادش آورد كه پيامبر ( ص ) به او و زبير برخورده به او ( يعنى على ع ) گفته است : پسر عمه ات ( زبير ) چه ميگويد كه ستمكارانه و بناحق با تو خواهد جنگيد ؟ ( 2 )
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى 5 / 183 .
( 2 ) بطوريكه در جلد سوم گذشت گروهى از حافظان حديث اين حديث را آوردهاند .