تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
آنگاه جارية بن قدامه آمده به عائشه گفت : اى ام المؤمنين ! اين كه از خانه ات در آمده و سوار اين شتر لعنتى شدى براى ما ناگوارتر از كشته شدن عثمان است . خدا براى تو احترام و حفاظى مقرر داشته بود كه تو آن را دريدى و حرمتت را آلودى . و هر كه جنگيدن با تو را روا بشمارد چنان است كه قتل ترا روا شمرده باشد . اگر بارادهء خودت آمده اى به خانه ات باز گرد ، و اگر تو را به آن وا داشته‌اند آنها را كه تو را به آن وادار كرده‌اند مؤاخذه كن » ( 1 ) . 24 - بنابر روايت « ابو مخنف » ، امير المؤمنين على بن ابيطالب ( ع ) در نطقى ميفرمايد : « خدايا ! طلحه پيمان بيعتش با من را گسسته ، و آنقدر عليه عثمان تحريك كرد تا او را كشت و بعد مرا متهم ساخت . خدايا ! به او مهلت و مجال نده . خدايا ! زبير پيوند خويشاونديش با مرا گسست و پيمان بيعتش را نقض كرد و از دشمنم پشتيبانى نمود ، بنابراين امروز بدانوسيله و بدانگونه كه ميخواهى شرّش را از من دفع فرما ! ( 2 ) » ( 3 ) 25 - طبرى مينويسد : « علقمه بن وقاص ليثى گفته است : وقتى طلحه و زبير و عائشه رضى اللَّه عنهم قيام كردند با طلحه ملاقات كردم و بهترين جلسه با او جلسه اى است محرمانه و تنها . ريشش به سينه اش آويخته بود . به او گفتم : بعقيدهء من بهترين جلسه اى كه با تو ميتوان تشكيل داد جلسه اى است كه تو تنها باشى و تو ريشت به سينه ات آويخته است . به من گفت : ما پس از اين كه در برابر اغيار قدرتى يگانه و متحد بوديم به دو كوه آهنين تقسيم شديم كه هر دسته در پى
هامش
( 1 ) الامامة و السياسة 1 / 60 . ( 2 ) چه زود اين دعا مستجاب گشته و خدا به آن دو مهلت حيات و مجال دسترسى به حكومت نداد . ( 3 ) رجوع كنيد به شرح ابن ابى الحديد 1 / 101 .