تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
پيدا كنى . اندكى به هوش باش ! اگر براستى اين ، نظريهء تو است پس چرا وقتى على ( ع ) به تو پيشنهاد بيعت كرد پذيرفتى و با آزادى كامل و با شادى با او بيعت كردى ، و سپس پيمان بيعتش را گسستى ، و بعد آمده اى ميخواهى مرا در انحراف به كفرت و در آشوبت شركت دهى ؟ ! . . . » ( 1 ) 23 - « ابن قتيبه » مينويسد : « آورده‌اند كه وقتى طلحه و زبير و عائشه وارد بصره شدند مردم در دو طرف راه صف بستند و مىپرسيدند : اى ام المؤالمؤمنين ! چرا از خانه ات بدر آمده قيام كردى ؟ ! چون اين سؤال و ايراد را زياد تكرار كردند او كه از افراد سخنور بود با بيانى رسا به سپاس و ستايش خدا پرداخته گفت : مردم ! به خدا گناه عثمان به آن اندازه نرسيده بود كه قتلش را واجب سازد و او مظلومانه و بناحق كشته شده است . ما بخاطر اين كه شما را ( بناحق ) با تازيانه و چوبدستى ميزدند بر آشفتيم ( در حكومت عثمان ) ، چگونه بخاطر اين كه عثمان را كشته‌اند بر نياشوبيم ؟ ! نظريهء درست اين است كه قاتلين عثمان را پيدا كرده بقصاص خونش بكشيد ، و بعد كار انتخاب حاكم به شورائى بدانگونه كه عمر بن خطاب تعيين كرد واگذار شود . از مردم يكى ميگفت : راست ميگويد . و ديگرى ميگفت : نادرست ميگويد . همينطور جار و جنجال بود تا كار به جائى رسيد كه بچهرهء هم ميزدند . در اين اثنا يكى از اشراف بصره نامه اى از نامه‌هاى طلحه را آورد كه در آن بكشتن عثمان بر انگيخته بود . و به طلحه گفت : اين ، نامهء تو نيست ؟ ! گفت : آرى . گفت : حالا جواب و توجيه تو در بارهء نظر و حرفها و وضع قبلىات چيست ؟ دربارهء اين كه ديروز ما را تشويق ميكردى كه عثمان را بكشيم و امروز ما را دعوت ميكنى به انتقام خون او برخيزيم ؟ ! وانگهى ادعا ميكنيد
هامش
( 1 ) شرح ابن ابى الحديد 2 / 500 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 195 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)