آن باصطلاح كلاه شرعى سبب جدائى زبير را از آل عبد المطلب فراهم ساخت و باعث شد كه با امام خويش بجنگد و فرمايش پيامبر اكرم را بتحقق رساند !
2 - مسعودى مينويسد : « مروان بن حكم - در جنگ جمل - گفت :
زبير روى از جنگ گردانيد ، طلحه نيز دارد رو بر ميتابد . نميدانم به اين طرف تير اندازى كنم يا به آن طرف . آنگاه طلحه را به تير زد و كشت » ( 1 ) .
3 - ابن ابى الحديد مينويسد : « عليه عثمان ، طلحه بيش از هر كس فعاليت ميكرد ، و زبير در مرتبهء پس از او قرار داشت . آوردهاند كه زبير ميگفته : او را بكشيد ، چون دينتان را دگرگون كرده است . به او گفتند :
پسرت بر در خانه اش ايستاده و از او حمايت مىكند . گفت : بدم نميآيد كه عثمان كشته شود گر چه كاركشتنش با كشتن پسرم آغاز گردد . زيرا عثمان فردا ( ى رستاخيز ) لاشه اى بر صراط خواهد بود » ( 2 ) .
4 - بلاذرى باستناد روايت ابو مخنف مينويسد : « زبير نزد عثمان آمده گفت : در مسجد پيامبر ( ص ) عده اى هستند كه از ستم تو جلوگيرى مينمايند و ميخواهند قانون اسلام را باجرا گذارى ، بنابر اين بيا و داورى خويش با آنها نزد همسران پيامبر ( ص ) ببر . عثمان قبول كرده با او از خانه در آمد . مردم با اسلحه بر او تاختند . به زبير گفت : اى زبير ! من كسى را نمىيابم كه خواستار حق و اجراى قانون اسلام باشد و نه كسى كه بخواهد از ظلم جلو گيرى كند . آنگاه به درون خانه اش در آمد و زبير به خانهء خويش رفت » ( 3 ) .
هامش
( 1 ) مروج الذهب 2 / 11 .
( 2 ) شرح نهج البلاغه 2 / 404 .
( 3 ) انساب الاشراف 5 / 76 .