15 - بلاذرى از « ابن سيرين » نقل مىكند كه : « از اصحاب پيامبر ( ص ) هيچكس بيش از طلحه عليه عثمان تندروى نميكرد » ( 1 ) و همين روايت را ابن عبد ربه در « عقد الفريد » نوشته است ( 2 ) .
16 - ابن سعد و ابن عساكر مينويسند : « در جنگ جمل ، طلحه ميگفت :
ما در كار عثمان آلوده شديم ، بنابر اين هيچ وسيله اى بهتر از اين نيست كه در راه او خون خويش نثار كنيم . خدايا ! امروز قصاص عثمان را از من بگير تا از من خشنود شود » ( 3 ) .
17 - ابن عساكر مينويسد : « در جنگ جمل ، مروان بن حكم در لشكر ( طلحه و عائشه ) بود . گفت : پس از امروز بدنبال خونخواهى عثمان نخواهم بود . زيرا او بود كه طلحه را به تير زده كشت ، و به ابان پسر عثمان گفت :
بجاى تو بعضى از قاتلين پدرت را بكيفر رساندم . تيرى كه مروان زد به زانوى طلحه اصابت كرده بود . بيرون كشيدن آن تير و به حال خود گذاشتنش هر دو مايهء زحمت او بود . خودش گفت : آن را به حال خود واگذاريد ، زيرا آن تيرى است كه خدا فرستاده است » ( 4 ) .
ابو عمر در « استيعاب » مينويسد : « دانشمندان مورد اعتماد در اين اختلافى ندارند كه طلحه را مروان در جنگ جمل و در حالى كه در حزب و سپاه او بوده كشته است . آوردهاند كه طلحه در جنگ جمل اظهار پشيمانى ميكرد و ميگفت :
خدايا ! انتقام عثمان را از من بگير تا از من خشنود شود » . هم او از قول ابن ابى سبره مينويسد : « مروان در جنگ جمل به طلحه نگريسته گفت : پس از
هامش
( 1 ) انساب الاشراف 5 / 81 .
( 2 ) . 2 / 269 .
( 3 ) طبقات ابن سعد - تاريخ ابن عساكر 7 / 84 - تذكرهء سبط بن جوزى 44 .
( 4 ) تاريخ ابن عساكر 7 / 84 .