اثرى از مسألهء برادرى عثمان با على ( ع ) نيست و معلوم مىشود كه تا زمان ابن ابى الحديد هنوز در اين روايت تاريخ طبرى دست نبرده بودند . اينك روايت طبرى در شرح ابن ابى الحديد :
« طبرى در تاريخش مينويسد : هنگامى كه عثمان به محاصره در آمد على ( ع ) در خيبر بود . چون به مدينه باز آمد عثمان او را خواست . وقتى وارد خانهء عثمان شد به او گفت : من به گردن تو حقوقى دارم كه عبارتست از حق مسلمانى و حق خويشاوندى و حقوقى كه بر اثر عهد و پيمان بوجود ميآيد .
بعلاوه به خدا اگر هيچيك از اينها نبود و ما در جاهليت مىزيستيم براى قبيلهء عبد مناف ننگ بود كه يكى از قبيلهء تيم حكومت را از دستشان بربايد ( يعنى طلحه ) على ( ع ) به او گفت : خبرش به تو خواهد رسيد . . . »
در جلد سوم « الغدير » حديث برادرى را مشروحا آورده و ثابت نموديم كه پيامبر گرامى ( ص ) پيمان برادرى را ميان خود و على ( ع ) بست نه ميان على ( ع ) و ديگرى .
9 - بلاذرى مينويسد : « طلحه به عثمان گفت : تو كارهاى بدعت آميزى كرده اى كه براى مردم بيگانه و غريب مينمايد . عثمان گفت : من كارهاى بدعت آميز نكردهام . اين شما هستيد كه رابطهء مردم با مرا خراب كرده آنها را بر من ميشورانيد » ( 1 ) .
10 - بلاذرى از قول ابو مخنف و ديگران ميگويد : « مردم عثمان را تحت نظر گرفته نميگذاشتند كسى به خانه اش درآيد . سعد بن عاص به او توصيه كرد احرام بپوشد و به قصد حج بيرون آيد ، كسى جرأت تعرض او را نخواهد كرد . خبر به محاصره كنندگان رسيد ، گفتند : به خدا اگر بيرون آيد او را
هامش
( 1 ) انساب الاشراف 5 / 44 .