در ميانشان بود سلام مىكند . جوابش را نميدهند . به طلحه ميگويد : اى طلحه ! فكر نميكردم روزى را در عمرم ببينم كه به تو سلام كنم و جوابم را ندهى » ( 1 )
اين غير از ماجراى مشابهى است كه در دومين محاصرهء عثمان رخ داده و ديار بكرى آن را در تاريخ الخميس آورده است : « روزى عثمان از پنجرهء خانه اش رو به مردم نموده سلام كرد . هيچكس جوابش را نداد همه بجاى سلام به او به خود سلام گفتند ! » ( 2 )
جريان جبلة بن عمرو انصارى و اين كه به مردم دستور داده بود اگر عثمان به آنها سلام كرد جوابش را ندهند بعدا خواهد آمد .
14 - بلاذرى مينويسد : « در روزهاى محاصره ، طلحه ادارهء جنبش مردم را بدست گرفت . در اينوقت عثمان ، عبد اللَّه بن حارث ( از خانوادهء عبد المطلب ) را با اين بيت شعر نزد على ( ع ) فرستاد :
اگر قرار است خورده شوم تو مرا بخور
و گر قرار نيست ، مرا پيش از آنكه قطعه قطعه شوم درياب
ابو مخنف ميگويد : آن روز على ( ع ) امامت مردم را در نماز به عهده گرفت . عثمان آن بيت را بعنوان پيغام توسط عبد اللَّه بن حارث براى او فرستاد .
بر اثر آن ، على ( ع ) مردم را از دور و بر طلحه پراكند . طلحه چون وضع را چنان ديد نزد عثمان رفته پوزش خواست . عثمان به او گفت : اى پسر زن حضرمى ! مردم را عليه من شوراندى و به قتل من خواندى ، اما حالا كه فرصت و امكان از دستت رفته آمده اى عذر خواهى ميكنى ؟ ! خدا عذر آن را نپذيرد كه عذر ترا بپذيرد ! » ( 3 )
هامش
( 1 ) . 5 / 76 .
( 2 ) تاريخ الخميس 2 / 260 .
( 3 ) انساب الاشراف 5 / 77 .