تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
درست كرده اى ؟ گفت : اى ابو الحسن ! اين را وقتى كردم كه كارد به استخوان رسيده بود . على ( ع ) از آنجا بيرون آمده بسرعت خود را به خزانهء عمومى رسانده دستور داد : در آن را باز كنند . كليدها را نيافتند . دستور داد تا در خزانه را شكستند و اموال عمومى را بيرون آوردند ، آنگاه شروع كرد به تقسيم آنها ميان مردم ، چون خبر به كسانى رسيد كه در خانهء طلحه جمع بودند دسته دسته آهسته از آنجا بدر شده نزد على ( ع ) آمدند تا طلحه تنها ماند . خبر به عثمان رسيد ، شاد شد . در اينوقت طلحه به طرف خانهء عثمان به راه افتاد بعنوان ديدن او . با خود گفتم به خدا بايد همراه اين بروم ببينم چه ميگويد . دنبالش به راه افتادم . از عثمان اجازهء ملاقات خواست و وارد خانه اش شده گفت : اى امير المؤمنين ! از خدا آمرزش ميخواهم و بدرگاهش توبه ميبرم . بدنبال چيزى بودم ولى خدا مانع وصول من به آن شد . عثمان گفت : به خدا تو نيامدى توبه كنى بلكه چون شكست خوردى آمدى . خدا به حساب تو اى طلحه خواهد رسيد ! » ( 1 ) امينى گويد : اين عبارتى است كه در تاريخ طبرى چاپ شده و موجود هست ، اما با آنچه طبرى خود نوشته فرق دارد تبهكاران در نوشتهء او دست برده و مطلب برادرى عثمان با على ( ع ) را كه همهء مسلمانان در نادرستى آن متفقند افزوده‌اند . گوئى اين جماعت با خود عهد كرده‌اند كه هر حديث و روايت تاريخى را يافتند تحريف كنند و آن را از صورت اصلى بگردانند . ابن ابى الحديد همين روايت را از تاريخ طبرى نقل كرده و در شرح نهج البلاغه آورده است ( 2 ) . و در آن
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى 6 / 154 - تاريخ الكامل ابن اثير 3 / 70 - شرح ابن ابى الحديد 1 / 165 - تاريخ ابن خلدون 2 / 397 . ( 2 ) . 2 / 506 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 187 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)