از دقت در احاديث ياد شده به اين نتيجه ميرسيم كه امام على بن ابيطالب ( ع ) عثمان را پيشواى عادلى نميدانسته كه از مرگش ناراحت شود يا آنچه بر سر او ميآيد برايش اهميت داشته باشد يا اجتماع و شورش مردم عليه او باعث خشمش گردد ، بلكه از حكومت او دورى ميجسته و كناره گرفته است و از اين بيمناك بوده كه اگر در دفاع و رفع خطر از او پيشتر رود گناهكار شود . كسانى را هم كه عليه او برخاستهاند گناهكار نميدانسته و گرنه قيامشان را نكوهش مينمود حال اينكه در برابر قيامشان سكوت نموده و بعدها - چنان كه نامه اش به مردم مصر گواهى ميدهد و تحسينشان كرده است . كسانى را كه او را خوار گذاشتهاند بهتر از ياورانش ميدانسته و همين دليل است بر اين كه او را حاكم عادل نميدانسته است ، زيرا اگر حاكم عادل ميشمردش حداقل ميگفت : يارى دهنده اش بهتر از كسى است كه او را واگذاشته و يارى ننموده است . اين سخن را حتى دربارهء افراد عادل عادى ميگفت تا چه رسد به حاكم « و خليفهء » عادل .
روايتى كه شكايت عثمان را به عباس بن عبد المطلب متوفاى سال 32 هجرى در بر دارد سندى است كه معلوم ميدارد اختلاف و كشمكش امام با عثمان سابقهء ممتد داشته و سالها پيش از انقلاب عمومى و محاصرهء خانهء عثمان بوده است يعنى در اواسط دورهء حكومت و سالها پيش از مرگش . فرمايش او كه « اگر عثمان به من دستور دهد از خانهام بيرون روم بيرون خواهم رفت » براى فهماندن اين مطلب است كه اختلاف بهيچوجه بر سر حكومت و املاك و حقوق شخصى نيست و اگر با عثمان مخالفتى دارد با رويه و رفتار او است و مخالفتش چيزى جز امر بمعروف و نهى از منكر نيست و از اين وظيفه دينى نميتوان در گذشت و نميتوان انجام ندادش .
هر گاه در عبارات و كلمات درخشان و گوياى امام دقت كنيد نظرش را
الغدير ( فارسي ) — صفحة 156
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٥٦