بدان نسپرد از ياد ببرد ؟ در اين صورت و اگر اينها را كه اساس و شالودهء مكتب اسلام است در نيافته و نفهميده باشد چه چيز را درك كرده و فهميده است ؟ و اين چه دركى است كه از پيامبر گرامى دارد كه ميپندارد آمده و در گذشته و راه رستگارى را نياموخته است ؟ ! حال آنكه فقط براى اين مبعوث گشته و رسالتش اين بوده كه ملتش و بشريت را رستگار گرداند ، و كتابى كه در دستش بوده و تعليمش ميداده روشنگر و آموزش همه چيز است . پيامبر اكرم را چگونه تصور ميكرده ، و بنيان اسلام را بر چه استوار ميپنداشته است ؟ ! و اين بيچاره چه مسلمانى است كه دورهء رسالت پيامبرش را دريافته و سراسر عمر توأم با تبليغش را از ابتدا تا بهنگام در گذشتش شاهد بوده و با اينهمه هنوز نفهميده كه چه چيز او را از آتش دوزخ ميرهاند و رستگار ميگرداند ؟ !
آرى ، بىترديد ، پيامبر گرامى دمى در راه روشنگرى و آموزش نياسوده و با مشعل قرآن طريق رستگارى را فروزان گردانيده است . لكن چه سود كسانى را كه گوش هوش پندنيوش نساخته و دل و دماغ خويش بدان فروزندگى نسپرده باشند .
عثمان ، تكبير را در حركات نماز ، ترك مىكند
احمد بن حنبل از قول عمران بن حصين نقل مىكند كه « پشت سر على ( ع ) نماز خواندم ، مرا به ياد نمازهائى انداخت كه با پيامبر خدا ( ص ) و دو جانشينش ( ابوبكر و عمر ) خوانده بودم . پس روانه شدم و با او ( يعنى على عليه السّلام ) نماز خواندم و ديدم هر گاه به سجده ميرود يا سر از ركوع برميآورد تكبير ميگويد . پرسيدم چه كسى اولين بار تكبير گفتن را ترك كرد ؟ گفت : عثمان رضى اللَّه عنه آنهنگام كه پير شد و صدايش ضعيف گشت آن را ترك كرد » ( 1 ) .
هامش
( 1 ) مسند احمد بن حنبل 4 / 428 ، 429 ، 432 ، 440 ، 444 .