تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
امينى گويد : برگرديد به ج 3 ص 176 تا 187 از همين نگارش ما - چاپ دوم - تا پشتگرمىتان به دروغى كه در گزارش بالا دربارهء درهاى مسجد و بسته شدن آنها آمده بيشتر گردد - و آنگاه ابن تيميه را ببينيد كه در پيرامون آن ، چه هوچى گرىها و گرد و خاكها به راه انداخته . از ديگر آگاهىهائى كه از اين گزارش به دست مىآيد يكى سخن ابو سعيد است كه گفته : « ابو بكر داناترين ما بود » با آن كه آن دانش ( آگاهى از نزديك بودن مرگ پيامبر ) ويژهء ابو بكر نبود و همهء كسانى كه - در باز پسين ديدار او ( ص ) از خانهء خدا - سخنان وى ( ص ) را شنيده و به ياد سپردند اين دانش را داشتند زيرا در ميان آن گفته‌ها فرازهائى از اين گونه - كه در جلد نخست آورديم - به گوش مىخورد : نزديك است كه مرا بخوانند و من نيز بپذيرم . . . و تازه اگر هم گرفتيم كه اين دانش را به جز خليفه كسى نداشته است باز مگر اين چه دانشى است كه به آن تواند باليد ؟ آيا مىتوانست به يارى آن ، گره كورى در زمينهء آئينهاى خدائى را بگشايد ؟ يا پرسشهاى دشوار فلسفه را پاسخ بدهد ؟ يا روشنگر پيچيدگىهائى كه در دانشهاى كيش ما هست باشد ؟ يا از چهرهء رازهاى نهفته‌هاى آفرينش پرده بردارد ؟ هيچ يك از اين خواسته‌ها را از آن دانش و آگاهى آن چنانى نمىتوانست داشت ، و اگر هم گرفتيم كه تنها او به درستى آن را دارا بوده تازه خود آن چيزى نيست مگر آگاهى از اين كه پيامبر ( ص ) آن سخن را دربارهء خويش گفته است و شايد هم كه پيشتر در اين باره چيزى از وى شنيده بود و اين هنگام به يادش آمد و ما در جلد هفتم ، هنگام گفتگو از داناتر بودن اين مرد به اندازه اى در اين باره سخن رانديم كه بيش از آن نمىتوان . پس به همان جا برگرديد . اين هم كه از زبان پيامبر آورده‌اند : « ابو بكر بيش از همهء مردمان با همراهىها و بخشيدن دارائى خود بر من منت نهاد . » مىپرسيم : كدامين كس ، كدام منت را در همراهى با پيامبر و در بخشيدن دارائى خويش در راه آئين وى ( ص ) بر او ( ص ) نهاده ؟ هر كس كار شايسته اى كند به سود خود كرده و آن كه بدى كند به خويش زيان