تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
و هم با گزارش ساختگى ديگرى كه طبرانى از راه ابو امامه از زبان پيامبر آورده است : به راستى خداوند مرا همان گونه دوست خود گرفت كه ابراهيم را دوست خود گرفت و البته دوست من هم ابو بكر است . « كنز العمال » 6 / 138 و هم با گزارش ساختگى ديگرى كه ابو نعيم از راه ابو هريره از زبان پيامبر آورده : هر پيامبرى ، از ميان توده اش دوستى دارد و البته دوست من هم بو بكر است « كنز العمال » 6 / 40 و چنين است كه گزارشهاى ساختگى ، يكى با ديگرى ناساز در مىآيد چرا كه هر يك از سازندگان از آنچه ديگرى ساخته و بافته ناآگاه است و هر كدامشان - در بافتن دروغها - توانائى و گشاده دستىاى ويژهء خود دارند و خداوند نيز از آنچه انجام مىدهند ناآگاه نيست . و پيش از همهء اينها بايد ميانجيان زنجيرهء آن گزارش را نگريست و آسيبى را كه با بودن اسماعيل ( پسر عبد اللَّه - ابو عبد اللَّه - پسر ابو اويس و خواهر زادهء مالك و گزارشگر و هم نژاد او ) در آن هست پيش چشم داشت زيرا : ابن ابى خيثمه مىگويد : او راستگو است و با خردى ناتوان ، كه نتواند نيكو گزارشگرى نمايد و او را چنان كسى نمىشناسند كه آن چه بايستهء اين كار است بگزارد يا جز از نگاشته اش برخواند . معاويه پسر صالح نيز گويد : او و پدرش در كار گزارشگرى ناتوانند . و ابن معين گويد : او و پدرش گزارش دزدى مىكرده‌اند ، و ابراهيم پسر جنيد از زبان يحيى بن معين آورده كه او : دروغگو و بىارزش و در هم گوى بوده است . و نسائى گفته : در اين كار ناتوان است . و جاى ديگر مىگويد : سخن او شايستهء پشتگرمى نيست . و لالكائى گفته : نسائى در نكوهش او چندان پيش رفته كه كارش به رها كردن گزارشهاى او انجاميده و شايد هم در پيرامون او زمينه هائى براى وى آشكار شده كه براى ديگران آشكار نشده زيرا از سخن همهء