زده ( 1 ) اگر نيكوكارى كنيد با خود نيكوئى كردهايد و اگر بدى كنيد نيز با خود كردهايد ( 2 ) اين برانگيختهء خدا بود كه با خواندن و راه نمودن و پيراستن همهء آدميان بر ايشان منت نهاد و اگر كسى با او همراهى نمود و به وى يارى رساند سود خود را در آن ديده و نيكى خود را خواسته . بر تو منت مىنهند كه مسلمان شدهاند بگو با مسلمان شدن خويش بر من منت ننهيد زيرا خدا است كه با راهنمائى شما به گرويدن به كيش خود - اگر راستگو باشيد - بر شما منت مىنهد ، ( 3 ) به راستى كه خداوند بر گروندگان به آئين راستين منت نهاد كه از ميان ايشان پيامبرى برانگيخت تا فرازهائى را كه براى راه نمودن به سوى او بايسته است بر ايشان بخواند و ايشان را پاكيزه گرداند و نامهء آسمانى و فرزانگى به ايشان آموزد ، هر چند كه پيش از آن در گمراهى آشكار باشند ( 4 )
و تازه به گونه اى كه تو را آگاه خواهيم ساخت ابو بكر دارائىاى نداشته كه با بخشيدن آنها منتى بر پيامبر بنهد ! و داستان دوست گرفتن پيامبر را هم كه در دنبالهء اين فراز آمده در جلد سوم آورديم و ساختگى بودن آن را روشن كرديم گذشته از آن كه ناساز است با گزارش ساختگى ديگرى كه حافظ سكرى از راه ابى پسر كعب آورده كه او گفت : من ديرتر از همهء مردم از پيامبر شما ( ص ) جدا شدم پنج شب پيش از در گذشت او بر وى درآمدم و او دو دست خود را مىگردانيد و مىگفت : به راستى هيچ پيامبرى نبوده مگر از ميان تودهء خود دوستى بر گرفته و به راستى دوست من از ميان تودهام ابو بكر پسر ابو قحافه است آگاه باشيد كه خدا مرا همان گونه دوست خود گرفت كه ابراهيم را دوست خود گرفت ( 5 )
هامش
( 1 ) سورهء فصلت : 46
( 2 ) سورهء اسراء : 7
( 3 ) سورة حجرات : 17
( 4 ) سورهء آل عمران : 164
( 5 ) « الرياض النضرة » از محب طبرى 1 / 83 ، « ارشاد السارى » از قسطلانى 6 / 83