تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
بزرگوارىها سرپرستى كارش را به گردن گرفته و بزرگان قريش نيز دوشادوش نشسته‌اند ، پس پسر عمر ناگزير بايد گزارش آن جا را از زبان كسى ديگر بازگو كرده باشد كه وى آن جا بوده و از گفتگوها آگاه شده و آن كس نيز يا بايد فرزند آن در گذشته باشد كه سرور ما فرمانرواى گروندگان است و آن چه روشن شده و از زبان وى رسيده نيز در ج 14 گذشت ، و ديگر فرزندان او - طالب ، عقيل و جعفر - نيز در اين باره كوچكترين سخنى نگفته‌اند ، يا بايد برادر آن در گذشته باشد كه آن چه را به درستى بايد از زبان وى دانست در ج 14 گذشت يا بايد برادر زادهء او - بزرگترين پيامبران ( ص ) باشد كه سخنان او را نيز آورديم . پس پسر عمر آن گزارش را از كه گرفته و چرا نام او را انداخته ؟ و چرا - در يكى از دو گزارشى كه از زبان وى آمده - ابو جهل را با ابو طالب انباز گردانيده ؟ با آن كه هيچ كس جز او چنين كارى نكرده آيا در ميان بازگو گران سخن او كسى هست كه بتوان گفت همهء اينها را ساخته و بر وى بسته ؟ گمان نيكو بدار و گزارش را مپرس ! آن گاه اينها را بگذار روى گزارشهائى كه - در پيرامون فرود آمدن اين فراز - آورده و از مجاهد و قتاده دانسته‌اند ( 1 ) زيرا پشتوانهء سخنان آن دو نيز يا همين گزارشها است يا آنها را از زبان كسانى ناشناس شنيده‌اند پس گزارشهائى به اين گونه و بىزنجيرهء پيوسته نمىتواند دست افزار كارى سهمناك گردد مانند بيرون بردن ابو طالب از مرز آئين ، آن هم پس از آن كه داور ارجمند با آواى خويشتن بستگى او را به كيش راستين نمايان ساخته و او خود در راه آن با پشتوانه اى نيرومند به جانفشانى و پاسدارى برخاسته است . نمونه اى از روشنگرى سخن خداوند به گونه اى خودسرانه و لاف پر گزاف و بىپشتوانه را نيز مىتوان در گفتارى يافت ، كه بىهيچ زنجيرهء پيوسته اى از زبان قتاده و هم شيوه‌هاى او بازگو كرده ، و آن فراز از سخن خداوند را ميان ابو طالب
هامش
( 1 ) تاريخ ابن كثير 3 / 124
الغدير ( فارسي ) — صفحة 34 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)