تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
عباس ، ابو طالب به يگانگى خدا و برانگيختگى محمد گواهى داده و برانگيختهء خدا ( ص ) گفته : اى عمو ! ستايش خداى را كه تو را راه نمود و نيز اين را كه از سرورمان فرمانرواى گروندگان آورديم كه ابو طالب نمرد تا برانگيختهء خدا را از خويش خرسند گردانيد و نيز اين را كه ديديم پيامبر گفت : براى ابو طالب اميد همه گونه نيكوئى از پروردگارم دارم . و نيز سفارش ابو طالب را در هنگام مرگ به قريش و به فرزندان عبد المطلب كه : « از محمد فرمان بريد و او را پيروى كنيد و دستورش را بپذيريد زيرا رستگارى و راه يافتگى در آن است و او در ميان قرشيان ، درستكار خوانده مىشود و در ميان تازيان راست رو . . . » و نيز آن همه سروده‌ها و ديگر گفته‌هاى او در اين باره كه آشكارا گرايشهايش را مىنمايد ، آرى با چشمپوشى از همهء اينها باز هم پذيرفته نيست كه ابو طالب ( ع ) در باز پسين دمهاى زندگى با گفتن اين كه : « من بر كيش عبد المطلب هستم » از گرويدن به آئين راستين سر باز زده باشد زيرا بى هيچ گفتگو عبد المطلب انديشه اش را بر بنيادى درست و بر همان كيش خدائى نهاده بود كه پروردگار جهانيان در آن روزگار براى مردم پسنديده داشت . آغاز و انجام هستى را به گونه اى درست پذيرفته و كار برانگيختگى را كه فروغ آن بر چهرهء خودش تافته و دارنده و تابانندهء آن در پشت خودش جاى گرفته بود مىشناخت و شهرستانى را در پيرامون سرور ما عبد المطلب سخنى است كه پاره اى از آن را در ج 14 ص 281 و 282 و 292 از برگردان پارسى ياد كرديم بنگريد به ملل و نحل او و به نگاشته‌هاى سيوطى ( 1 ) دربارهء پدران پيامبر ( ص ) تا چگونگى را به روشنى دريابى پس سخن ابوطالب ( ع ) كه : « من بر كيش عبد المطلب هستم » به روشنى مىرساند كه او همهء آن بنيادهاى انديشه را به گردن گرفته - گذشته از آن همه گفته‌هاى پياپى او كه تا باز پسين دمهاى زندگىاش درستى آموزشهاى محمد را آشكارا مىرسانيد .
هامش
( 1 ) و از آن ميان : مسالك الحنفافى والدى المصطفى ، الدرج المنيفة فى الآباء الشريفة ، المقامة السندسية فى النسبة المصطفوية ، التعظيم و المنة فى ان ابوى رسول اللَّه فى الجنة ، نشر العلمين فى احياء الابوين ، السبل الجلية فى الاباء العلية .