تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
دستور براى پس از آن است كه بر ايشان آشكار شد كه آنان از دوزخيانند . سورهء برائه : 113 2 - گفتار خداى برتر از پندار : تو نمىتوانى هر كه را دوست دارى راه بنمائى و خدا است كه هر كه را بخواهد راه مىنمايد و او به راه يافتگان داناتر است . سورهء قصص : 56 بخارى در نامهء تفسير از صحيح خود - ج 7 ص 184 - روشنگرى سورهء قصص - مىنويسد : گزارش كرد ما را ابو اليمان از زبان شعيب و او از زهرى و او از سعيد بن مسيب و او از پدرش كه چون ابو طالب را هنگام مرگ فرا رسيد برانگيختهء خدا ( ص ) بيامد و ديد ابو جهل و عبد اللَّه پسر ابو امية پسر مغيره نزد اويند پس گفت اى عمو ! بگو هيچ خدائى جز خداى يگانه نيست تا با اين سخن به سود تو نزد خداوند به گفتگو پردازم ، ابو جهل و عبد اللَّه پسر ابو امية گفتند : آيا از كيش عبد المطلب روى مىگردانى ؟ پس برانگيختهء خدا همچنان به وى پيشنهاد گفتن آن سخن را مىنمود و آن دو نيز از نو سخن خود را بازگو مىكردند تا سرانجام ابو طالب گفت : من بر كيش عبد المطلبم و پس از آن ، سخنى بر زبان نياورد و نپذيرفت كه بگويد : هيچ خدائى جز خداى يگانه نيست . پس برانگيختهء خدا ( ص ) گفت : به خدا سوگند براى تو از خدا آمرزش خواهم خواست تا هنگامى كه مرا از اين كار باز بدارد پس اين فراز فرود آمد : « پيامبر و گروندگان به وى را نمىرسد كه براى بت پرستان آمرزش بخواهند » و اين جا نيز گوشهء سخن به ابو طالب است كه خداوند به برانگيختهء خويش مىگويد : تو نمىتوانى هر كه را دوست دارى راه بنمائى و اين خدا است كه هر كه را خواهد راه مىنمايد . و در گزارش طبرى كه زنجيرهء درستى نيز ندارد آمده است كه اين فراز فرود آمد : « پيامبر و گروندگان به وى را نمىرسد . . . » و اين فراز « تو نمىتوانى هر كس را دوست دارى . . . »