تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
از سلف گفته‌اند و ثابت است كه عمر از ايليا ( 1 ) احرام مىبست و اسود و علقمه و عبد الرحمن و بو اسحق از خانه هاشان احرام مىبستند و شافعى نيز اين را اجازه داده . سپس حديث ام سلمه را - كه قبلا آورديم - ياد كرده است و ابن كثير در تفسير خود 1 / 230 پس از آوردن حديث على ( ع ) مىنويسد : ابن عباس و سعيد بن جبير و طاوس و سفيان ثورى نيز همين را گفته‌اند . 5 - بيهقى در سنن كبرى 5 / 30 از طريق نافع آورده است كه در سالى كه جريان حكميت روى داد پسر عمر از ايلياء احرام بست و مالك در موطأ 1 / 242 مىنويسد : پسر عمر در يك حج از ايلياء احرام بست و اين گزارش را ابن ديبع نيز در تيسير الوصول 1 / 264 آورده و به همين زودى سخن بوزرعه را - كه به نقل ابن منذر - آن را ثابت مىداند خواهى خواند . شافعى در كتاب الام 2 / 118 مىنويسد : سفيان بن عيينه - از زبان عمرو بن دينار و او از زبان طاوس - ما را خبر داد كه مرد از نزد كسانش - يا پس از گذشتن از نزد ايشان ، هر جا بخواهد احرام مىبندد و جز در حالتى كه احرام بسته است نبايد از ميقات بگذرد . و البته عمرو ، نام گويندهء اين سخن را نبرد ولى ما فكر مىكنيم او ابن عباس بوده است ، تا آن جا كه مىنويسد : مىگويم : عيبى ندارد كه او پيش از رسيدن به ميقات احرام ببندد همان گونه نيز عيبى ندارد كه از نزد كسانش احرام بسته راه بيفتد . پس به ميقات نيايد مگر آن كه قبلا احرام بسته باشد زيرا او پرداخته است به انجام وظيفهء خود كه محرم بودن از ميقات باشد پايان و ملك العلماء در بدايع الصنايع 2 / 164 مىنويسد : هرگاه پيش از رسيدن به ميقات ، احرام بسته شود بهتر است و از بو حنيفه روايت شده كه اين كار بهتر است در صورتى كه بتواند جلوى خود را بگيرد و آن چه را منافى با بودن در حال احرام است ترك كند و شافعى گويد : « احرام بستن از ميقات بهتر است و اين بنابر اصل آن است كه احرام بستن ركنى است پس ، از كارهاى حج مىباشد » ولى
هامش
( 1 ) ايلياء با الف ممدود ، گاهى هم با الف مقصور خوانده شده و نام شهر بيت المقدس است