تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
بيهقى گفته : اين داستان از عثمان معروف است ( 1 ) و همهء اينها - به جز سخن بيهقى در معروف بودن حديث - در تهذيب التهذيب نيز ياد شده است و در تيسير الوصول 1 / 265 مىخوانيم : آورده‌اند كه عثمان خوش نمىداشت انسان از خراسان يا كرمان احرام بندد و اين را بخارى در زندگى نامهء او آورده است امينى گويد : آن چه در احرام بستن - براى حج يا عمره - ثابت است اين است كه اين ميقاتها نزديكترين جاىها به مكه براى احرام بستن است - و آخرين جاىهائى كه مىتوان احرام بست - به اين معنى كه حاجى نبايد احرام نبسته از آن جا بگذرد اما احرام بستن پيش از آن - از هر شهر كه خواهند يا از همان حوالى خانهء محرم - اگر به نيت آن باشد كه محل احرام بستن را ميقات شرعى حساب كند شك نيست كه اين كار بدعت و حرام است و به آن مىماند كه كسى پس از گذشتن از ميقاتهاى شرعى تازه احرام ببندد ولى اگر اين كار را براى آن كند كه عبادت بيشترى انجام داده باشد و به احكامى كه به صورت مطلق دستور به كار نيكو مىدهد عمل كرده باشد يا به اين وسيله شكر نعمتى بگزارد يا به نذرى كه كرده وفا كند در هيچ يك از اين صورتها كار او حرام نيست و مانند نماز و روزه و بقيهء كارهائى است كه به قصد قربت - براى شكر يا اداى نذر يا مطلق كار خير - انجام مىشود و مشمول هر يك از ادله اى كه براى اين موضوعات رسيده مىگردد و هيچ منعى هم از طرف قانونگذار پاك براى آن نرسيده و آن چه از او و يارانش رسيده به قرار زير است : 1 - پيشوايان حديث با اسناد صحيح از طريق اخنسى - و او از ام حكيم و او از ام سلمه - مرفوعا آورده‌اند كه هر كس - براى حج يا عمره - از مسجد الاقصى احرام بندد خدا گناهان گذشته اش را مىآمرزد . اخنسى گفت : ام حكيم با شنيدن اين حديث به بيت المقدس رفت تا از آن جا به آهنگ عمره احرام بندد .
هامش
( 1 ) سخن بيهقى را در سنن كبراى او نيز مىتوان يافت 5 / 31
الغدير ( فارسي ) — صفحة 342 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)