آوردهاند كه وى به نزد پيامبر ( ص ) شد و از او پرسيد آيا مىتوانم به نزد كسانم در بنى خدره بر گردم زيرا شوهرم در جستجوى بندگان فرارىاش بيرون شده و چون به حوالى قدوم رسيده آنان را يافته و ايشان او را كشتهاند آن گاه از پيامبر ( ص ) خواست كه به نزد كسانش برگردد زيرا شوهرش او را در خانه اى كه ملك وى باشد جاى نداده . به گفتهء فريعه : پيامبر ( ص ) پاسخ داد « آرى » و من برگشتم و در حجره يا مسجد بودم كه او مرا بخواند - يا بفرمود تا مرا بخواندند - و سپس گفت : « من به تو چه گفتم ؟ » من داستان خود را با شوهر خويش كه قبلا ياد كرده بودم دوباره گفتم و او گفت : در خانه ات بمان تا مدت مقرر به سر رسد . فريعه گفت : پس من 4 ماه و ده روز ايام عده را در آن جا گذراندم و چون روزگار عثمان شد در پى من فرستاد و آن داستان را پرسيد و من او را آگاه ساختم تا از آن پيروى كرد و بر اساس آن داورى نمود
شافعى در الرساله مىنويسد : عثمان با همهء پيشوائى و برترى و دانش خود در قضاوت ميان مهاجران و انصار خبر يك زن را ملاك گردانيد .
و در اختلاف الحديث مىنويسد : فريعه بنت مالك ، عثمان را خبر داد كه پيامبر ( ص ) به او فرمود پس از وفات شوهرش در خانهء خويش بماند تا مدت مقرر به سر رسد ، عثمان نيز از همين حديث پيروى كرد و آن را مبناى قضاوت گردانيد .
ابن القيم در زاد المعاد مىنويسد : « اين حديثى صحيح است كه در حجاز و عراق شهرت دارد و مالك آن را در موطأ خود نقل كرده و به آن استدلال نموده و آن را مبناى مذهب خود گردانيده » سپس قول ابن حزم را كه اين حديث را ضعيف شمرده نقل كرده و خطا بودن آن قول را آشكار ساخته و گويد « آن چه ابو محمد ابن حزم گفته نادرست است » و سپس سخن ابن عبد البر را مىآورد كه گفته : اين حديث مشهور است و نزد علماى عراق و حجاز معروف مىباشد
برگرديد به الرساله از شافعى ص 116 ، كتاب الام از همو 5 / 208 ،
الغدير ( فارسي ) — صفحة 339
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٣٩