تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨

19 خليفه حكم خدا را از ابى فرا مىگيرد

بيهقى در السنن الكبرى 7 / 417 به اسناد از بو عبيده آورده است كه عثمان به نزد ابى فرستاد و پرسيد مردى زنش را طلاق داده و سپس در هنگامى كه او براى بار سوم خون ديده با وى در آميخته ، اينك تكليفش چيست ابى گفت : به نظر من تا آن گاه كه از سومين خون پاك نشده و نماز بر او واجب نشود ، شوهر به گرفتن او سزاوارتر است . راوى گفت فكر نمىكنم كه عثمان جز همين نظر را به كار گرفته باشد . امينى گويد : صريح روايت آن است كه خليفه حكم اين مسأله را نمىدانسته تا آن را از ابى آموخته و فتواى او را به كار گرفته و بىترديد آموزگار وى از خودش بهتر است پس چرا پايگاه خود را به او يا كسى برتر از او وا نگذارده - كه برتر از هر دانائى ، دانائى هست - و اگر كار را به كسى وامىگذارد كه - در هيچ يك از مسائل دين - ناچار به سؤال از ديگرى نبود البته به شهر دانش گام مىنهاد - و آن هم از در آن ( على ) - براى آگاهى از اندازهء دانش عثمان همين ترا كفايت مىكند كه بدانى عينى در عمدة القارى 2 / 733 نوشته : « عمر داناتر و فقيه تر از عثمان بوده » و آن گاه ما در ج 6 تو را از چون و چند دانش عمر آگاه ساختيم و آثار نادرى در زمينهء دانش او آورديم ، آن جا را بنگر تا چه مىبينى !

20 خليفه سنت پيامبر را از يك زن مىآموزد

دو امام - شافعى و مالك - و ديگران به اسناد از فريعه بنت مالك بن سنان