دنبالهء جلد چهاردهم
قرآن حكيم و ياد از ابو طالب
به راستى كه كار اين گروه در دشنام گفتن و تاخت بردن بر قهرمان اسلام و نخستين مسلمان - پس از فرزند نكوكارش - و بر يگانه ياور كيش خداوند به جائى رسيده كه افسانه هائى را كه در اين زمينه ساختهاند بس نشمرده و دست به سوى نامهء خداوندى دراز كردهاند تا گفتههاى آن را جا به جا گردانيده و دستخوش دستبرد گردانند . پس در پيرامون سه آيه سخنانى به هم بافتهاند كه از راستى و درستى به همان اندازه دور است كه خاور از باختر ، و اين دستاويزها بالاترين بهانههاى اين گروه است در مسلمان نشمردن ابو طالب و اكنون به روشنگرى سخن آنان مىپردازيم :
آيهء نخستين
خداى برتر از پندار گويد : و ايشان مردم را از نزديك شدن به پيامبر باز مىدارند و از او دورى مىگزينند ولى بىآن كه بدانند جز خودشان را به پرتگاه نيستى نمىافكنند . سورهء انعام آيهء 26
طبرى و ديگران از زبان سفيان ثورى ، و او از حبيب بن ابى ثابت و او از شاگرد ابن عباس و او از خود وى ، گزارش كردهاند كه فراز بالا دربارهء ابو طالب فرود آمده كه مردم را از آسيب رسانيدن به برانگيختهء خدا ( ص ) باز