تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
گروندگان على ( ع ) عمر را از همين نيز پرهيز مىداد زيرا مىترسيد كار او در زكات گرفتن از اسب ، به گونهء باجى درآيد كه در آينده كسانى آن را بايسته شمارند . كه در روزگار عثمان به همين گونه شد و درستى پيش بينى او ( ع ) بر همگان آشكار گرديد . پس آن گونه جدانگرى كه يادش رفت ، نوآورى ناروائى در كيش ما بود كه از مرزهاى آئين نامهء بى چون و چراى پيامبر بيرون و خود به همان گونه بود كه ابن حزم در المحلى 5 / 228 مىنويسد : دربارهء چگونگى زكات اسب ، برداشتى آوردند كه هيچ كس را نمىشناسيم پيش از ايشان آورده باشد . و تازه اين برداشت با « قياس » كه بنياد آئين ايشان بر آن است نيز نمىسازد و ابن رشد در پيش درآمدهاى المدونة الكبرى 1 / 263 مىنويسد : قياس به اين گونه است كه چون دانشوران همداستان شده‌اند كه استر و الاغ زكات ندارد - هر چند خوراكش با چرا كردن فراهم شود - و نيز همداستان شده‌اند كه شتر و گاو و گوسفند اگر خوراكش با چرا كردن فراهم شود زكات دارد و دربارهء اسب - اگر چرا كننده باشد - همداستان نيستند در اين هنگام بايد همان دستورى را دربارهء آن به كار بست كه دربارهء خر و استر به كار مىبنديم نه دستورى كه در بارهء شتر و گاو و گوسفند به كار مىبنديم زيرا به آن دو ماننده تر است تا به اين سه چون مانند آن دو ، سم دارد و سمدار به سمدار ماننده تر است تا به چارپايانى كه سمشان شكافته يا كف پا دارند . گذشته از آن كه خداى بزرگ و برتر از پندار نيز اسب را با استر و الاغ در يك جا ياد كرده و يك گونه شمرده و گفته : « و اسبان و استران و خران ، تا سوار شويد و پيرايه اى براى شما باشد » و نيز گاو و گوسفند و شتر را در يك جا ياد كرده و يك گونه شمرده و گفته : و چهار پايان را آفريد ، براى شما در آن است گرما و سودها ، و از آن مىخوريد و براى شما در آن ، زيبائى است هنگامى كه از چراگاه آيند و به چراگاه روند . و هم بر بنياد اين سخن از خداى گرامى و بزرگ : خدا است كه نهاد براى شما چهار پايان را تا بر آن سوار شويد و از آنها بخوريد .