گزارش را تنها غورك از زبان جعفر آورده و گزارشهاى او بسيار سست است و فروتر از او نيز كسانىاند كه گزارشهاشان سست است .
امينى گويد : يكى از ميانجيان زنجيرهء اين گزارش ، احمد پسر عبدان است كه به گفتهء مسلمة پسر قاسم ، ناشناس مانده و ديگران :
2 - محمد پسر موسى استخرى ، استادى ناشناس است كه به گفتهء ابن حجر گزارشى ساختگى از زبان شعيب بازگو كرده است -
3 - اسماعيل پسر يحيى ازدى به گزارش ابن حجر ، دار قطنى گزارشهاى او را سست مىشمرده است .
4 - ليث پسر حماد استخرى : به گزارش ذهبى و ابن حجر ، دار قطنى گزارشهاى او را سست مىشمرده است
5 - بو يوسف قاضى . بخارى گويد : او را رها كردهاند . و از زبان پسر مبارك آوردهاند كه راستى ، او بسيار سست سخن است . و از زبان يزيد پسر هارون آوردهاند كه گزارش كردن از وى روا نيست و فلاس گفت : هر چند كه او راستگوى بوده لغزشهاى بسيار دارد تا پايان سرگذشتش كه در ص 50 و 51 گذشت
6 - غورك سعدى : به گزارش ذهبى در الميزان ، دار قطنى گويد : گزارشهاى او بسيار سست است ( 1 )
ديگر انگيزه اى كه اين گزارش را سست مىنمايد آن است كه پسر بو يوسف قاضى آن را در ميان گزارشهائى كه از زبان پدرش بازگو كرده و الآثار ناميده نياورده و ذهبى در الميزان 2 / 223 آن را ياد كرده و مىنويسد : در زنجيرهء آن ، ليث و جز او را مىبينيم كه دار قطنى گزارشهاشان را سست مىشمرده است
و تازه گزارش ياد شده ، از آن دو دستور جداگانه اى كه بوحنيفه داده تهى است و به هيچ روى نمىرساند كه اگر اسب نر باشد هر چه هم بسيار شود زكات
هامش
( 1 ) برگرديد به ميزان الاعتدال 2 / 323 و 360 ، لسان الميزان 1 / 192 و 441 ، 4 / 421 و 493 ، 5 / 401 ، 6 / 300 .