پرسشهائى را كه مىكنيد پاسخ نمىدادم ( گزارش از ابن سعد )
دربارهء كيفر نخستين نيز همين چند فراز سخن - از پيامبر ( ص ) - بسنده مىنمايد :
1 - خدا بيامرزد مردى را كه سخنى از من بشنود و نگاهدارد تا به ديگرى برساند ( گزارش از ابن حبان )
2 - خدا بيامرزد مردى را كه سخنى از ما بشنود و نگاهدارد سپس به كسى كه نگهدارنده تر از او است برساند ( گزارش از ابن عساكر )
3 - خدايا بيامرز جانشينان مرا كه پس از من مىآيند ، گزارشها و آئين نامهء مرا بازگو مىكنند و به مردم مىآموزند . ( گزارش از طيالسى و رامهرمزى و خطيب ابن نجار )
4 - آمرزش خدا بر جانشينان من ! گفتند : اى برانگيختهء خدا ! جانشينان تو كيانند ؟ گفت آنان كه آئين نامهء مرا زنده مىكنند و به مردم مىآموزند .
( گزارش از ابو نصر در الابانة و المنذرى در الترغيب و ابن عساكر )
5 - خداوند بر مردى ببخشايد كه سخنى از ما بشنود و به ديگران برساند ( گزارش از منذرى )
برگرديد به مسند احمد ، بخشهاى ويژه به گزارشهاى هر يك از آن ياران پيامبر كه نامشان رفت ، مسند طيالسى ، الترغيب و الترهيب از منذرى ، كتاب العلم از بوعمر ، احياء العلوم از غزالى ، مجمع الزوائد از حافظ هيثمى ج 1 ، كنز العمال : نامهء علم .
آرى شايد خليفه - در پنهان داشتن آئين نامههاى برانگيختهء خدا ( ص ) - از انديشهء آن دو پير مرد پيروى مىكرده كه پيش از او فرمانروائى داشتند و ايشان - چنان كه در ج 6 ص 294 از چاپ دوم با گستردگى گفتيم - از اين كه سخنان فراوان از زبان پيامبر ( ص ) - و دربارهء او - بازگو شود جلوگيرى مىكردند و من نمىدانم اين كه خليفه خيلى كم از پيامبر گزارش مىكرده ( و شمارهء گزارشهاى
الغدير ( فارسي ) — صفحة 255
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٥٥