او به گواهى سيوطى در تاريخ الخلفاء ص 100 و ابن عماد حنبلى در الشذرات 1 / 136 ، بر روى هم صد و چهل و شش گزارش بوده ) آيا انگيزه اش كم مايگى او از آئين نامههاى پيامبر و براى تهيدستىاش از اين رشته دانش توده ؟ يا براى دريغ داشتن او از پراكندن آنها و نخواستن دانش و آگاهى براى توده ؟ و خداوند مىداند آن چه را سينه هاشان نهان مىدارد و آن چه را آشكار مىنمايند .
10 انديشهء خليفه دربارهء زكات اسب
بلاذرى در الانساب 5 / 26 با زنجيره اش از زبان زهرى آورده است كه عثمان از اسب زكات مىگرفت و اين كار او را ناپسند شمردند و گفتند : برانگيختهء خدا ( ص ) گفت : براى شما از زكات اسب و برده چشم پوشيدم
و ابن حزم در المحلى مىنويسد 5 / 227 : ابن شهاب گفته : عثمان پسر عفان از اسب زكات مىگرفت .
و به گونه اى كه در تعاليق الآثار به خامهء قاضى ابو يوسف مىبينيم ( ص 87 ) عبد الرزاق نيز گزارش بالا را از زبان زهرى بازگو كرده
امينى گويد : اى كاش اين دستور خودسرانهء خليفه ، هيچ پشتوانه اى در نامهء خدا و آئين نامهء پيامبر داشت ولى افسوس كه در گرامى نامهء خدا يادى از زكات اسب نيست و آئين نامهء ارجمند پيامبر نيز راهى ناساز با دستور وى را پيش پاى ما مىنهد .
و در آن چه برانگيختهء خدا ( ص ) دربارهء زكات نگاشته اين سخن او را هم مىخوانيم كه : در بردهء يك مسلمان و در اسب او چيزى بايسته نيست .
و هم از او ( ص ) رسيده است كه : براى شما از زكات اسب و برده چشم پوشيدم
- و به گزارش ابن ماجه : براى شما از زكات اسب و برده گذشت كردم -