جاى گرفت و براى فرو بردن نره ، تلاش كرد بايد غسل كنند .
صحيح بخارى 1 / 108 ، صحيح مسلم 1 / 142 ، سنن دارمى 1 / 194 ، سنن بيهقى 1 / 163 ، مسند احمد 2 / 234 و 347 و 393 ، المحلى از ابن حزم 2 / 3 ، مصابيح السنه 1 / 30 ، الاعتبار از ابن حازم ص 30 ، تفسير قرطبى 5 / 200 ، تفسير خازن 1 / 375
2 - آوردهاند كه ابو موسى با گروهى نشسته بود كه ايشان در آن چه غسل را بايسته مىگرداند گفتگو مىكردند پس كسانى از مهاجران كه در آن انجمن بودند گفتند : چون ختنه گاه مرد و زن به يكديگر برخورد بايد غسل كنند و كسانى از انصار كه آن جا بودند گفتند چنين نيست ، مگر آبى جهنده از مرد برود . پس بو موسى گفت : من گزارش را مىآورم پس برخاسته به سوى عايشه رفت و درود گفت سپس گفت من مىخواهم چيزى از تو بپرسم و شرمم مىآيد گفت شرم مدار اگر چيزى از من پرسى آن را از مادرت كه تو را زائيده پرسيده اى ، راستى را كه من مادر توام گفت : من گفتم : چه كارى غسل را بايسته مىگرداند ؟ گفت : دانا لغزيده ! برانگيختهء خدا ( ص ) گفت : چون مرد ميان دوران و دو كنارهء اندام نهفتهء زن بنشيند و دو ختنه گاه به يكديگر رسد بايد غسل كرد .
صحيح مسلم 1 / 143 ، مسند احمد 6 / 116 ، موطا مالك 1 / 51 ، كتاب الام از شافعى 1 / 31 و 33 ، سنن بيهقى 1 / 164 ، المحلى از ابن حزم 2 / 2 ، المصابيح از بغوى 1 / 32 ، سنن نسائى - ابن حبان و ابن قطان نيز به درستى اين گزارش داورى نمودهاند - الاعتبار از ابن حازم ص 30
4 - از زبان زهرى آوردهاند كه مردانى از انصار - و از آن ميان ابو ايوب و ابو سعيد خدرى - برداشتشان اين بود كه ، غسل در هنگامى بايسته است كه نطفه اى از مرد بيرون بيايد و كسى كه با زنش بياميزد و نطفه اى از وى بيرون نيايد بر او غسل نيست ، و چون اين سخنان را براى عمر و پسر عمر و عايشه باز گفتند ايشان اين را نادرست شمردند و گفتند چون ختنه گاه مرد از ختنه گاه زن گذشت بايد
الغدير ( فارسي ) — صفحة 240
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٤٠