تيزى خشم ايشان درخواستشان را بپذيرد ، اين گناهى است كه با دادگرى ياران پيامبر نمىسازد با آن كه تودهء سنيان ، در دادگرى ايشان همداستاناند . و باز اگر خليفه - در انجام آن چه مىخواست به جاى آرد - از پرخاش و نكوهش سرزنشگران مىهراسيد پس چرا از پرخاشهاى ياران پيامبر در سرانجام روزگارش - كه انگيزه اى جز پيش آمدهاى وابسته به خودش نداشت - پروا نكرد تا آن جا كه كار به نابودى خودش كشيد ؟ آيا در آغاز ترسو بود و سپس دلير گرديد ؟
از محب طبرى بپرس !
8 انديشهء خليفه دربارهء جنابت
مسلم در صحيح از زبان عطاء پسر بشير آورده است كه زيد پسر خالد جهنى مرا گزارش كرد كه من از عثمان پسر عفان پرسيدم اگر مردى با زنش بياميزد و نطفه از وى بيرون نيايد چه كند ؟ عثمان گفت به همان گونه كه براى نماز ، وضو مىگيرد اين جا نيز وضو بگيرد و نرهء خود را بشويد و عثمان گفت : اين دستور را از برانگيختهء خدا ( ص ) شنيدم . ( 1 )
بخارى نيز در صحيح خود گزارش بالا را با افزونىهائى آورده و با اين پرداخت : عثمان پسر عفان را پرسيدند كه چون مردى با زن بياميزد و نطفه از وى بيرون نيايد چه كند ؟ او گفت غسل بر گردن او نيست . و سپس گفت : اين دستور را از برانگيختهء خدا ( ص ) شنيدم . گزارشگر گفت : پس از آن همين پرسش را از على پسر ابو طالب و زبير پسر عوام و طلحه پسر عبيد اللَّه و ابى پسر كعب كردم و آنان نيز همين سخن را از سوى پيامبر ( ص ) بازگو كردند . بخارى
هامش
( 1 ) صحيح مسلم 1 / 142