نجوم را و يك روز كلام و تصوف و شعر را و . . . از كيش پيكار جوى شيعى نيز جز اين نبايد چشم داشت كه هر چه را دست آويز آلودگى و تبهكارى يافت « در چهرهء واقعيت موجود آن » نكوهش كند و به تلاش و تكاپو بر خيزد تا « استعدادهاى آفرينندهء انسانى » در راهى شايسته و درست بيفتد و فرآوردهاى هنر و دانش و مذهب ، رنگ مردمى و انسانى بگيرد .
پذيرفتن برداشت بالا و نياميختن حكم « واقعيت موجود » با « حقيقت مطلوب » چندان هم ساده نيست و نياز به آن دارد كه :
1 - شناخت باريك بينانه اى داشته باشيم هم از تاريخ اسلام و محيطى كه پيشوايان ما در آن زيسته و دستورهاى خويش را در « ظرف زمان و مكان آن » دادهاند و هم از روح تشيع كه عبارت بوده است از پيكار با آن « واقعيتهاى موجود » و هر واقعيتى از آن قبيل
2 - اين تحريمها و نكوهشها از پديدههاى گوناگون را به گونهء حلقه هائى پيوسته به هم ببينيم تا زنجيرى را كه بر دست و پاى ديوان و اهريمنان بايد افكند بتوانيم يافت زيرا اگر جدا از يكديگر و به گونهء حلقه هائى گسسته و پراكنده باشند و هر كدام به عنوان يك جزء از كل دستگاه تشيع منظور نشوند مفهوم درستى نخواهند داشت .
3 - در كنار گزارشهائى كه بدى و نكوهيدگى اين پديدهها را مىرساند بايستى آنچه را نيز - از راه خود شيعه - در شايستگى و پسنديده بودن آنها رسيده نگاه كرد تا روشن شود كه روا و ناروا بودن آنها بسته به جهتى است كه در آن به كار افتد نه مطلقا .
كه بيش از اين سخن دراز نكنيم و بررسى گسترده تر را ، هم در اين باره براى جائى ديگر بگذاريم و هم در پيرامون :
، سعيد بن مسيب كه امينى او را سخت نكوهش كرده و از دشمنان على و خاندان او و از سر سپردگان دشمنانش دانسته ( ص 13 و 91 ) با آن كه وى براى
الغدير ( فارسي ) — صفحة مقدمة 26
مساهمون: جمعي از مترجمين
صمقدمة ٢٦