تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
بر مسلمانان روى دهد . عثمان گفت : من اكنون سرپرست ايشانم و براى آن خونبهائى نهادم و پرداخت آن را از دارائى خويش به گردن گرفتم گزارشگر گفت مردى از انصار كه او را زياد پسر لبيد بياضى مىگفتند چون عبيد اللَّه پسر عمر را مىديد مىگفت « اى عبيد اللَّه تو در برابر پسر اروى ( 1 ) هيچ گريزگاه و پناهگاه و زينهارى ندارى . دست خويش را به خون كسى آلودى كه به خدا سوگند ريختن آن ناشايست و ناروا بود ، كشتن هرمزان كارى سهمناك بود كه بىهيچ انگيزه اى انجام گرفت . مگر آن كه گوينده اى بگويد : آيا هرمزان را در كشته شدن عمر ، گناهكار مىشماريد ؟ رويدادها بر روى هم تل انبار شد و بىخرد كسى گفت : آرى من او را گناهكار مىشمارم او بود كه به اين كار فرمان داد و پيشنهاد آن را كرد . جنگ افزار آن بنده در درون خانه اش بود و آن را زير و رو مىكرد و دستور به دستور ، ارجمند شناخته مىشود . » گزارشگر گفت : پس عبيد اللَّه پسر عمر به نزد عثمان شد و از زياد پسر لبيد و سروده اش گله مندى نمود پس عثمان زياد پسر لبيد را بخواند و او را از اين سخنان بازداشت و زياد نيز دربارهء عثمان چنين سرود : « اى ابو عمرو - نام سرپوشيدهء عثمان - دو دل مباش كه عبيد اللَّه با كشتن هرمزان در گرو و در بند است . پس به راستى اگر گناه وى و افزارهاى لغزش را نديده بگيرى تو و او با يكديگر همچون دو اسب خواهيد بود كه براى گروبندى به
هامش
( 1 ) چنان كه در ص 197 گذشت اروى دختر كريز و مادر عثمان است .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 223 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)