تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
است به پشتوانه هائى كه خود آئين شناسانده پس اگر در جائى خواست ماندگار شود بايد دستورى را كه دربارهء ماندگار است به كار بندد و اگر آهنگ ماندگار شدن نداشت بايد به دستورى كه دربارهء مسافران رسيده رفتار كند چنان چه برانگيختهء خدا ( ص ) بىچون و چرا پيشواى همهء آفريدگان بود و با اين همه ، نماز خود را در سفرهايش شكسته مىخواند و هيچ كس نگفته است كه او در مكه يا عرفات يا منى و ديگر جاها نماز را چهار ركعت مىخوانده زيرا او نيز پيرو همان برنامه اى بوده كه براى همهء پيروانش نهاده ( اين بود پاسخى كه ابن قيم در زاد المعاد و ابن حجر در فتح البارى 2 / 456 به بهانهء بالا داده‌اند ) گذشته از اينها در ص 173 ديديم كه بزرگترين پيامبران و نيز بوبكر و عمر پسر خطاب آواز بر مىداشتند كه : « اى مردم مكه ! شما نمازتان را شكسته نخوانيد كه ما مسافرانيم » و اين مىرساند كه دستور به شكسته خواندن و نخواندن نماز براى آن آوازه دهندهء بزرگوار و براى كسانى كه پس از او پايگاه جانشينىاش را گرفتند نيز هست . و تازه اگر كار عثمان در شكسته نخواندن نماز با پشتگرمى به بهانهء بالا بوده بايستى در ميان مردم بانگ در دهد كه : « اين برنامه ، تنها براى كسى است كه پايگاه پيشوائى دارد و ديگران همه بايد نماز خود را شكسته بخوانند » و گرنه او با كار خود مردم را به پرتگاه نادانى مىافكند و با روشن نساختن چون و چند آن ، انگيزه مىشد كه نمازشان نادرست گردد ، پس چون آواز به اين آگهى برنداشت و چنين بهانه اى را دست آويز كار خود در برابر خرده گيران نگردانيد در مىيابيم كه او چنين خواستى نداشته و كسانى از ياران پيامبر هم كه از وى پيروى نمودند چنين بهانه اى را دست آويز كار او نگردانيدند و چنان چه در ص 161 گذشت تنها انگيزهء ايشان در پيروى از وى دچار نشدن به كار زشت ناسازگارى بوده و اين مىرساند كه كار او در چشم ايشان به خودى خود درست نبوده است .