تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
مكه و تنها دربارهء مهاجران رسيده كجا و ماندگار شدنى كه نماز شكسته را از گردن ايشان بر مىدارد كجا ؟ وان گهى اگر اين دست افزار درستى بود پس عثمان بايستى در مكه از شكسته خواندن نماز خوددارى نمايد نه در منى و عرفه ، با آن كه در آن دو جا نيز نماز را شكسته نمىخواند . بهانهء سوم : راستى اين كه عثمان نخست بر آن شد تا در منى ماندگار شود و آن جا را ميهن خود گردانيده پايگاه فرمانروائىاش بگيرد و از همين روى بود كه نماز را در آن جا شكسته نخواند ، و سپس از آن انديشه رو گردان شد و به مدينه برگشت . پاسخ : گويا اين بهانه تراش - از پشت پرده اى بس نازك - آشكارا جهان نهان را نگريسته - با آن كه جز خداوند كسى از نهفته‌ها آگاه نيست - زيرا بودن چنان خواست و انديشه اى در دل عثمان و سپس رو گردان شدن او از آن را جز از زبان خود وى يا زبان كسى كه گزارش آن را از وى شنيده باشد نمىتوان دريافت ، و تو دانستى خود خليفه چون در تنگناى پرخاشها گير افتاد چنين بهانه اى نياورد با آن كه راه گريزى نيكو و بسى بهتر از آن بود كه چنان پاسخهاى بىسر و تهى بدهد ، با اين همه ، خداوند آن پندار پس از گذشتن روزگارى دراز از زندگى جهان ، پرده از چهرهء اين راز برگرفته كه خدا زنده بدارد اين چشم بستنهائى را كه به پرده بردارى از نهفته‌هاى گيتى مىانجامد ! گذشته از آن كه جا به جا كردن بزرگترين پايگاه مسلمانان و گرايش به ماندگار شدن در ميهن نخستين خود كه - پيش از كوچيدن به همراه پيامبر - در آن جا مىزيسته كارى بسيار دشوار بوده و خيلى دور از باور است كه بگوئيم او بىهيچ انديشه خواهى از هيچ كس از ياران بزرگ پيامبر و با بىنيازى از زمينه هائى كه چيدن آنها روزگارى دراز مىخواهد چنين هوسى در سر پخته و آن را كارى صد در صد ساده پنداشته كه تنها با خواست او انجام پذير يارها