تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
كردنى است . ابن حجر در الفتح 2 / 457 و شوكانى در نيل الاوطار 3 / 260 مىنويسند : عبد الرزاق از معمر از زهرى از عثمان آورده‌اند كه « او از شكسته خواندن نماز سر باز زد زيرا مىخواست پس از انجام برنامهء ديدار از خانهء خدا در آن جا ماندگار شود . » بر اين گزارش خرده گرفته‌اند كه زنجيرهء پيوسته اى ندارد و تازه از اين ديدگاه نيز جاى چون و چرا دارد كه ماندگار شدن در مكه بر كسانى كه همراه پيامبر به مدينه كوچيدند ناروا است و با زنجيره اى درست گزارش كرده‌اند كه عثمان از ترس آن كه از كوچيدن به همراه پيامبر ، رو گردان و پشيمان شمرده شود خانهء خدا را هميشه بر پشت شترش بدرود مىكرد و در بيرون شدن از مكه شتاب داشت . و روشن شده است كه چون پيرامون خانه اش را گرفتند تا او را بكشند يا از كار بر كنار كنند مغيره به وى گفت : شترانت را سوار شو و به سوى مكه راه بيافت و او پاسخ داد از شهرى كه همراه پيامبر به آن كوچيده‌ام دورى نمىگزينم پايان ابن قيم نيز در زاد المعاد 2 / 25 از راه ديگرى ياوه بودن بهانهء بالا را روشن كرده است كه به همان جا برگرديد . بهانهء چهارم : عثمان پيشواى مردم بوده و پيشوا هر جا كه فرود آيد در مرز كار و فرمانروائى و سرپرستى او است و همچون ميهن وى به شمار مىرود . امينى گويد : پشتوانهء دستور يك آئين را خود آن كيش بايد بشناساند نه ديدگاه‌هاى ساختگى ، و پيشوا در پيروى از دستورها به همان اندازه ناگزير است كه مردمان كوچه و بازار و از اين هم بالاتر آن كه : او بيشتر از ديگران بايد در پيروى از آئينها و نهادهاى كيش خود كوشا باشد تا مردم نيز رفتار او را برنامهء خويش گيرند و او را راهبر خود شناسند و او هر چند كه مرز فرمانروائى و كار و سرپرستىاش به همهء جهان يا دست كم به همهء شهرهائى كه زير فرمان او است مىرسد باز هم دستور آئين ما بستگىاى به اين زمينه ندارد و تنها بسته