ابو داود و جز او از زبان زهرى آوردهاند كه عثمان پسر عفان ( ض ) نماز را در منى شكسته نخواند زيرا در آنسال تازيان چادر نشين بسيار بودند و او مىخواست ايشان بدانند كه نماز چهار ركعت است . ( 1 )
و ابن حزم در المحلى 4 / 270 از زبان سفيان بن عيينه و او از زبان جعفر پسر محمد و او از زبان پدرش گزارش كرده است كه عثمان در منى رنجور شد ، پس به نزد على شدند و گفتند بر مردم نماز بگزار گفت : اگر مىخواهيد من همان گونه برايتان نماز مىخوانم كه برانگيختهء خدا ( ص ) مىخواند - يعنى دو ركعت - گفتند ما جز به همان گونه كه فرمانرواى گروندگان - عثمان - نماز مىخواند - چهار ركعت - خرسندى نمىدهيم و او نيز نپذيرفت .
گزارش بالا را ابن تركمانى هم در دنبالهء سنن بيهقى 3 / 144 آورده است .
احمد پيشواى حنبليان در مسند خود 2 / 44 آورده است كه عبد اللَّه پسر عمر گفت ما با برانگيختهء خدا ( ص ) بيرون شديم و او نماز سفر را شكسته ( دو ركعتى ) مىخواند پس از او بوبكر و عمر نيز همين برنامه را داشتند تا عثمان پس از شش سال از فرمانروائىاش كه بر همين شيوه بود ، نماز را چهار ركعت خواند .
و بيهقى در السنن الكبرى 3 / 153 از زبان ابو نضره آورده است كه مردى از عمران پسر حصين پرسيد : برانگيختهء خدا ( ص ) در سفرها چگونه نماز مىخواند او گفت : به انجمن ما بيا پس گفت : به راستى كه اين مرد از من پرسيد نماز برانگيختهء خدا ( ص ) در سفر چگونه بود ، اين را از من فرا گيريد كه برانگيختهء خدا ( ص ) هيچ سفرى نرفت مگر - تا هنگام بازگشت - نماز را دو ركعتى خواند و مىگفت « اى مردم مكه برخيزيد و دو ركعت ديگر نماز بگزاريد كه ما در سفر هستيم » در جنگ حنين و طائف نيز دو ركعت نماز گزارد
هامش
( 1 ) سنن ابو داود 1 / 308 ، سنن بيهقى 3 / 144 ، تيسير الوصول 2 / 286 ، نيل الاوطار 2 / 260