و به آهنگ عمره به جعرانه آمد ، پس از آن بابو بكر ( ض ) از خانهء خدا ديدار كردم و عمره به جا آوردم و او نماز را دو ركعتى مىخواند نيز با عمر پسر خطاب ( ض ) بودم و او نماز را دو ركعتى مىخواند و هم در آغاز فرمانروائى عثمان با او بودم و او نماز را دو ركعتى مىخواند سپس عثمان در منى نماز را چهار ركعتى خواند و ترمذى در صحيح خود 1 / 71 گزارش را به اين گونه آورده : « شش سال يا هشت سال از فرمانروائى عثمان با او بودم و او نماز را دو ركعتى مىخواند » سپس گويد : اين گزارشى نيكو و درست است
و در كنز 4 / 240 از زبان دار قطنى مىشنويم كه ابن جريج گفت حميد ضمرى از پسر عباس پرسيد : من هنگامى كه در سفر هستم نماز را شكسته بخوانم يا نه ؟ پس پسر عباس گفت : تو آن را شكسته نمىخوانى و چهار ركعتى مىخوانى و شيوهء برانگيختهء خدا ( ص ) چنين است : برانگيختهء خدا ( ص ) با دل آسوده و بىآن كه از هيچ كس جز خدا پروائى داشته باشد بيرون شد و - تا هنگام باز - گشت - نماز را دو ركعتى خواند پس از او بوبكر بى آن كه از هيچ كس جز خدا پروائى داشته باشد بيرون شد و - تا هنگام بازگشت - نماز را دو ركعتى خواند پس از او عمر با دل آسوده بى آن كه از هيچ كس جز خدا پروائى داشته باشد بيرون شد و - تا هنگام بازگشت - نماز را دو ركعتى خواند ، پس از او عثمان نيز در دو سوم يا پاره اى از روزگار فرمانروائىاش به همين گونه رفتار كرد و سپس آن را چهار ركعتى خواند و همين را امويان دست آويز گرفتند . ابن جريج گفت : گزارش به من چنان رسيد كه او در منى از شكسته خواندن نماز سرباز زد و بس ؛ از اين روى كه يكى از تازيان چادر نشين در پرستشگاه خيف در منى او را آواز داد و گفت : اى فرمانرواى گروندگان ! از آن نخستين سال كه ديدم تو نماز را دو ركعتى خواندى من هميشه آن را دو ركعتى خواندهام پس عثمان بترسيد كه مردم نادان گمان برند نماز هميشه دو ركعت است پس در منى از شكسته خواندن آن سرباز زد .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 163
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٦٣